برندها از مزیت رقابتی چطور برای موفقیت استفاده می‌کنند؟

ببین یک چیز رو میگیم و تمام ! اونم اینه استراتژی یعنی مزیت رقابتی. یعنی بدون که اگر مزیت رقابتی درستی تو کسب و کارت نداری یعنی کلا استراتژی نداری، دیگه چطور بگیم این موضوع مهمه؟ حتما این درس را با تمرکز خوب مطالعه کن
برندها از مزیت رقابتی چطور برای موفقیت استفاده می‌کنند؟

آنچه در این مقاله می‌خوانید ...

‌راه‌اندازی یک کسب‌و‌کار را با در نظر گرفتن احتمال شکست می‌توان به قماری دیوانه‌وار تشبیه کرد. البته این تصور که هر کسب‌و‌کارها نوپایی با شکست مواجه می‌شود صحیح نیست بلکه مهم پیدا کردن مزیت رقابتی برای موفقیت در تجارت شماست. این دقیقاً همان مشخصه‌ایست که برندهای بزرگی مثل استارباکس، اپل و مایکروسافت را به غول‌های صنایع خودشان تبدیل کرده است.

مقاله های استراتژی مشاوران غزال

مزیت رقابتی چیست؟

هر کسب وکار از هر نوعی نیاز به مشتری دارد؛ از یک مغازه ساده در خیابان گرفته تا شرکت های چندملیتی. اینکه چه می شود تا یک نفر، کسب وکار یا شرکت شما را انتخاب کند، مسلما مزایایی است که واحد صنفی شما به شخص می دهد. این مزایا از سادگی در دسترس بودن تا برطرف کردن نیاز مشتریان با پرداختی کمتر و دریافت خدمات بیشتر خواهد بود. در اینجاست که مزیت رقابتی مطرح می شود.

مزیت رقابتی عاملی است که باعث می شود تا کسب وکار شما نسبت به رقبایتان در برترین سطح قرار بگیرد. مزیتی رقابتی جنس نیست که بتوان آن را به صورت حضوری یا اینترنتی خریداری کرد. در حقیقت راه و روش عرضه خدمات یا محصولات است که باعث ارزشمندی در مشتریان شما شود. اینکه مشتری شما احساس ارزشمند بودن را در خود حس می کند. به عبارتی احساس می کند که خدمات یا محصولات را به صورتی گرفته که در جای دیگر امکان پذیر نبوده است.

در تعریف مزیت رقابتی از گفته های پورتر استفاده می شود؛ اما هر مزیتی باید ویژگی های زیر را داشته باشد:

  • باعث منحصر به فرد شدن محصول یا خدمات شود.
  • تکرار آن برای بقیه رقبا سخت باشد. (شاید یک یا دوبار بتوانند ایجاد کنند؛ اما موقتی است و بعد از مدتی میدان را خالی خواهند کرد.)
  • ارزشی که برای مشتری ایجاد شود، از هزینه ایجادی آن برای سازمان باید بیشتر باشد.
  • مزیت رقابتی باید در آن حوزه کاری تعریف شود. مقایسه مزیت کاری یک آریشگاه با فروشگاه اینترنتی مانند دیجی کالا کاملا متفاوت است.

مزیت رقابتی باید هر سال مورد بازبینی قرار بگیرد. ممکن است که روش عرضه خدمات یا محصول شما نسبت به بقیه تا 10 سال متفاوت و ارزش منحصر به فردی را داشته باشد؛ اما اکنون دیگر مزیت نیست. برای مثال، فروش محصول در هر ساعتی از شبانه روز تا چند سال به عنوان مزایای فروشگاه اینترنتی محسوب می شود؛ اما حالا دیگر یک خدمت معمولی در نظر گرفته می شود.  از این رو نمی توان آن را به چشم یک مزیت نگاه کرد.

آیا مزیت رقابتی همان ویژگی است؟

مزیت رقابتی را نباید با ویژگی اشتباه گرفت. ویژگی در همان قابلیت هایی است که در محصول یا خدمات شما وجود دارد. ویژگی های ظاهری و فنی گوشی موبایل، لپ تاپ و غیره جزو ویژگی به حساب می آیند. در صورتی که مزیت رقابتی، ارزشی است که محصول یا خدماتتان به مشتری القا می کند. این ارزش به نوعی غیرملموس است. می توان به این صورت گفت که تا وقتی ویژگی نتواند نیاز مشتری یا مخاطب را برطرف کند، نمی توان آن را به عنوان مزیت رقابتی به حساب آورد.

چرا داشتن مزیت رقابتی اهمیت دارد؟

جمله کلیشه ای که در بسیاری از جلسات و کلاس ها در خصوص اهمیت مزیت رقابتی صحبت می شود، این است:

مزیت رقابتی در حقیقت آن ارزشی است که کسب وکار یا برند شما را نسبت به بقیه رقبایتان در همان سطح متمایز می کند. این هدفی است که همه مدیران به دنبالش هستند و بر کسی هم پوشیده نیست؛ اما شاید بهتر است که دلایل توجه به مزایای رقابتی را با موارد زیر هم بررسی کنیم:

  • هر مدیری به دنبال مشتریان وفادار است. مشتریانی که با توجه به بمباران تبلیغاتی این روزها، باز هم برای خرید یا استفاده از محصولات و خدمات به سراغ برند آن ها بیاید.
  • هزینه پیدا کردن مشتری جدید نسبت به نگهداری آن خیلی بیشتر است.
  • تبلیغات دیگر مانند قبل شامل بیلبورد و آگهی تلویزیون نیست. از طرفی محصولات و خدمات مشابه هم وجود دارد. پس خیلی مهم است که بتوان بین رقبا واقعا متمایز بود.

حالا باید تا حدودی متوجه اهمیت مزیت رقابتی شده باشد؛ اما اگر بخواهیم به صورت فهرست بیان کنیم، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • افزایش حاشیه سود
  • حفظ مشتریان قدیمی و بیشتر کردن حس وفاداری آن ها
  • حفظ سطح درآمد ثابت
  • کمک به برنامه ریزی برای افزایش فروش در آینده
  • جذب سریع تر مشتریان جدید نسبت به بقیه

اگر بخواهیم که یک کیس استادی معرفی کنیم، می توان به تبلیغات اخیر سایت ترب اشاره کرد. دیجی کالا در چند سال گذشته بر این شعار تمرکز می کرد که کاربران می توانند در سایتشان محصولات را در تخفیف شگفت انگیز ارزان تر از بقیه خریداری کنند. حال ترب در تبلیغاتش دست روی این نقطه گذاشت. اینکه کاربران می توانند با استعلام از چندین فروشگاه، آن کالا را ارزانتر تهیه کنند. این همان مزیت رقابتی است.

نقش مزیت رقابتی (فاکتور ایکس) در بیزینس

این پیشنهادی است که مشاوران کسب‌و‌کار غزال روی آن تکیه خاصی دارند چراکه تعریف نکردن چنین مشخصه‌ای می‌تواند تجارت‌ها را به خطر بیندازد و به رقبا به‌راحتی امکان می‌دهد که شما را پست سر بگذارند. ورن ریبورن، یکی از مدیران سابق کمپانی مایکروسافت، اهمیت مزیت رقابتی را چهار سال قبل در زمانی دریافت که شرکت هوانوردی کسوف را در آلباکرکی بنیان‌گذاری کرده بود. شرکت او، وقتی در آگوست گذشته از جت شش صندلی کسوف ۵۰۰ رونمایی کرد تاریخ‌ساز شد. این جت که موتورهای دوقلویی به وزن ۱۷۰ پوند دارد برای هر مایل پرواز تنها ۵۶ سنت هزینه صرف می‌کند.

مزیت تجارت ریبورن آن است که موتورهای جتش از نزدیک‌ترین نمونه مشابه، ۵ بار سبک‌ترند. هزینه پرواز آن ۱.۷۵ دلار به‌ازای هر مایل است. علاوه بر با رسیدن به رقم ۸۳۷ هزار دلار جت کسوف ۵۰۰ با قیمتی معادل یک‌چهارم جت‌های متداول دیگر در بازار، گزینه بسیار مقرون‌به‌صرفه‌ای برای مشتریانی که پیش از آن به خریدن یک جت فکر هم نکرده بودند محسوب می‌شود.

این نوآوری کسوف الهام‌بخش یک ایده‌پرداز دیگر بوده تا با استفاده از جت‌های کسوف ۵۰۰ یک سرویس تاکسی هوایی راه بیندازد. با توجه به اینکه هزینه سوارکردن مسافر روی این جت با خرید یک بلیت درجه‌یک خطوط هوایی ویژه برابر است، می‌بینیم که با یک ابتکار عمل ساده شرکت هوانوردی کسوف در مسیر ایجاد انقلابی در صنعت سفرهای هوایی قرار گرفته است. با اینکه مدیر این شرکت هنوز صحت‌وسقم قدرتشان در بازار را تأیید نکرده اما با توجه به مزایای رقابتی‌ای که ایجاد کرده به نظر واضح است که آینده صنعت هوانوردی از آن شرکت ریبورن است.

انواع استراتژی در مزیت رقابتی

در هنگام شروع برای مطالعه مزیت رقابتی، شما با انواع آن روبرو خواهید شد. البته انواعی که همه از تفکر پورتر نشات می گیرد و در همه منابع و دوره ها به آن اشاره شده است. شکل زیر، شمای کلی انواع مزیت رقابتی از دیدگاه پورتر را نشان می دهد و ما هم بر اساس همین مساله پیش خواهیم رفت:

مزیت رقابتی

رهبری هزینه یا Cost Leadership

رهبری یا مدیریت هزینه یک تعریف ساده بیشتر ندارد و این است: عرضه خدمات یا محصولات باکیفیت بالا (از کیفیت دیگر رقبا به ویژه بهترینشان کمتر نباشد)؛ اما با قیمت پایین تر.

هدف از به کار بردن چنین استراتژی، تبدیل شدن آن کسب وکار یا شرکت به تولیدکننده یا فروشنده کم هزینه در صنعت مرتبط است. هر شخصی یا شرکتی که بتواند با استفاده از این استراتژی برای خود مزیت رقابتی ایجاد کند، حاشیه سود بیشتری را دریافت خواهد کرد. در حقیقت چیزی شبیه به سود کمتر، فروش بیشتر است.

البته رسیدن به هدف کار زیاد سختی نیست. افزایش تولید یا برونسپاری انجام خدمات دو راه ممکنی هستند که به مدیر، در عرضه کالا یا خدمت با قیمت کمتر کمک می کند. برای رسیدن به این هدف روش های زیر را پیشنهاد می شوند:

  • برونسپاری انجام بسیاری از خدمات (این روش به تازگی بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفته است. استخدام یک کارمند، به غیر از حقوق و بیمه، هزینه های جانبی دیگری را هم متحمل مدیر می شود. در این حالت، با برونسپاری با فریلنسرهای آن حوزه، هزینه پرداختی فقط شامل دستمزد فرد خواهد شد که حتی گاهی از حقوق ماهیانه یک کارمند هم کمتر خواهد شد.)
  • تولید و عرضه محصول به صورت عمده
  • مذاکره با تولیدکنندگان برای دریافت تخفیف بیشتر به منظور کاهش قیمت محصول یا خدمات عرضه شده
  • استفاده از تکنولوژی های به روز به ویژه در حوزه خط تولید (نمونه خیلی ساده، وجود اپلیکیشن های مختلف در تولید فیلم است. یک شرکت فیلمسازی می تواند از این اپلیکیشن های حرفه ای و با خرید اکانت با قیمت کمتر، هزینه خدمات خود را کاهش دهد. به جای اینکه بخواهد دستگاه های گران قیمتی برای ادیت خریداری کند، از همین برنامه ها استفاده خواهد کرد.)
  • استفاده از ظرفیت های پنهان در کارمندان یا وسایل مورد استفاده (از این رو بیشتر شرکت ها به دنبال استخدام فردی هستند که چندین توانایی در آن حوزه داشته باشد.)
  • دسترسی بهتر به کانال های توزیع (به ویژه در بحث تبلیغات گسترده)

تمرکز بر متمایز شدن

هدف از این استراتژی، تمرکز بر بخشی از بازار است که بتوان خدمات یا محصول را به روش متمایزتری عرضه کرد. چه زمانی می توان گفت که کسب وکار تمایز دارد؟ وقتی رقبا در آن حوزه نتوانند نیاز خاصی از مشتریان را برطرف کنند، با معرفی محصولی که آن نیاز را برطرف کند، می توان تمایز ایجاد است. تاکید بر این استراتژی برای کسب وکارهای کوچک می تواند نقطه عالی در شروع باشد. برای این مورد مثال های زیادی را می توان بیان کرد.

رهبری متمایز

این روش برای کسب وکارهای بزرگ توصیه می شود. آن هایی که می خواهند درصد بیشتری از بازار را به دست بیاورند. هدف داشتن مزیت رقابتی در کل صنعت است. در این روش، با در نظر گرفتن یک یا چند معیار، کسب وکار می تواند سرآمدتر از بقیه قرار بگیرد. به طوری که وقتی صحبت از آن صنعت می شود، نام برند آن اول از همه بر سر زبان ها بیاید؛ مانند دیجی کالا در حوزه فروشگاه های اینترنتی.

تعدادی از روش هایی که می توان به این هدف دست یافت، می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کیفیت بالای محصول
  • قیمت کمتر
  • برندسازی
  • روش توزیع
  • کیفیت پشتیبانی یا خدمات پس از فروش

انواع مزیت رقابتی

البته مزیت رقابتی را هم می توان به چند دسته دیگر هم تقسیم بندی کرد:

موقتی و پایدار

مزیت رقابتی موقتی همان مزیتی است که در مدت زمان کوتاهی اعتبار دارد. شاید بتوان خرید آنلاین 24 ساعته را یک مزیت رقابتی موقتی به حساب آورد. البته می توان به این صورت هم تعریف کرد: مزیتی که شرکت برای مدت محدودی و قبل از فراگیر منابع و دسترسی دیگر رقبا به آن، بهره ببرد. وقتی شرکت های رقیب به آن منابع و تکنولوژی دسترسی پیدا کنند، دیگر آن مزیت رقابتی به حساب نمی آید.

 در برابر، مزیت پایدار وجود دارد. مزیتی که هر شرکتی بتواند در طول سالهای فعالیت خود، ارزش آن را حفظ کند؛ با هر اتفاقی که بیفتد. مزیت رقابتی پایدار چیزی است که باعث می شود تا آن شرکت نسبت به بقیه رقبای خود در بالاترین سطح قرار بگیرد. مزیت رقابتی پایدار دو ویژگی اصلی دارد: منحصر به فرد و ارزشمند بودن. هرگاه این دو ویژگی در هر مزیتی و آن هم در مدت طولانی وجود داشت، آنگاه می تواند در این دسته قرار بگیرد. فقط در آخر به این نکته دقت داشته باشید که نقاط قوت با قابلیت تکرار آسان برای دیگران، جزو مزیت رقابتی پایدار به وجود نمی آیند. به عبارتی، وقتی شرکتی بتواند آن ها را کپی کند، دیگر مزیت نیست.

ساده و مرکب

مزیت رقابتی ساده در واقع نوعی مزیت است که به یکه بوده و به تنهایی عمل می کند. در مقابل، مزیت رقابتی مرکب، چندین مزیت مختلف را در قالب یک واحد با هم جمع می کند. ویژگی های و قابلیت فنی هر شرکت در قالب نوع مرکب قرار می گیرند.

موقعیتی و پویا

نوع موقعیتی بر اساس ویژگی ها، موجودی ها و مالکیت منابع و دارایی های هر شرکت تعیین می شود. زمانی که محصول برندی به دلیل اشغال کردن فضای بیشتر بازار توانسته فروش بالایی به دست بیاورد، از این نوع به حساب خواهد آمد.

در مقابل، نوع جنبشی بر اساس کارایی و اثربخشی شرکت ها است و مطابق با تحول به وجود آمده در صنعت کسب وکار، قابلیت تطابق و برطرف کردن نیاز کاربران را دارد. ویژگی های مزیت رقابتی پویا شامل موارد زیر هستند:

  • قابلیت پاسخ به نیاز کاربران هدف و بر اساس تغییر شرایط
  • زمانبندی
  • قابلیت تطابق در مواقع تغییر تکنولوژی

موقعیت یابی رقابتی

در این خصوص ممکن است که عبارت موقعیت یابی رقابتی را هم بشنوید. اما باید بدانیم که موقعیت یابی رقابتی در حقیقت نوعی استراتژی است که باعث تمایز آن شرکت با بقیه رقبا می شود. البته این نوع استراتژی را بیشتر تیم بازاریابی انجام می دهد. در این حالت، تیم بازاریابی بررسی می کند که ارزش محصول یا خدمات عرضه شده چقدر با ارزش فعلی آن در بازار تفاوت دارد. برای درک بهتر این موضوع باید نیازها را دقیق تر مورد کاوش قرار دهد. وقتی ارزش پیشنهادی بهبود پیدا کند، روش هم افزایش خواهد داشت. بررسی بازار محصول، نیاز مشتریان، نحوه عملکرد شرکت و ارزش محصول از عناصری هستند که به موقعیت یابی رقابتی کمک زیادی خواهند کرد.

متجانس و نامتجانس

این مزیت زمانی تعریف می شود که منابع شرکت ها برای عرضه محصولات و خدمات و همچنین روش های عرضه یکسان است. در این حالت، شرکتی موفق است که خدمات یا محصولات خود را با کیفیت بیشتری به بازار عرضه کند.

مشهود و نامشهود

مزیت رقابتی مشهود برای زمانی است که منشا آن کاملا مشهود و قابل لمس است. به عبارتی یک داده فیکزی به حساب بیاید. در مقابل منشا نامشهود داده فیزیکی نیست و آن را عوامل پشتی معرفی می کنند.

نسبی و مطلق

اگر عامل متمایزکننده شرکت نسبت به بقیه رقبا کوچک باشد، آن را مزیت رقابتی نسبی می نامیم؛ اما اگر این مزیت بزرگ باشد، به حدی که بتواند بیشترین درصد بازار را به خود اختصاص دهد، این مزیت از نوع مطلق است.

مزیت رقابتی

چطور می‌توانیم مزیت رقابتی را در کسب‌و کارمان را پیدا کنیم؟

مزیت رقابتی فرمولی خاصی ندارد که شما بتوانید با وارد کردن چند عدد به آن دست پیدا کنید. از طرفی مزیت رقابتی یک شب به وجود نمی آید. همچنین نیاز به مطالعه و کسب دانش در این حوزه است. به هر حال، روش هایی وجود دارند که به شما برای پیدا کردن مزیت رقابتی کمک می کنند. البته تمامی این روش ها از اصول پورتر پیروی می کنند.

۱- بومی سازی در بازار داخلی و جهانی

دلیل شکست جهانی بسیاری از برندها این است که می خواهند تا برای همه مردم یک نسخه یکسان تجویز کنند. در صورتی که نیاز و فرهنگ مردم در هر کشور و حتی در هر شهری هم متفاوت است. کاری که پاناسونیک کرد. پاناسونیک به دلیل عرضه گسترده محصولات دیگر رقبا در حال از دست دادن سهم بزرگی از بازار جهانی بود و شکست زیادی را متحمل شد؛ اما چه کار کرد که توانست سهم خود را حدود 10% افزایش دهد؟ تغییر ویژگی های محصولات بر اساس نیازهای مردم هر منطقه. تلویزیون پاناسونیکی که شما در ایران استفاده کنید با تلویزیون عرضه در آمریکا متفاوت است. البته ظاهرا یکسان هستند؛ اما تفاوت هایی وجود دارد که شما از آن ها بی خبرید. همین مساله باعث ایجاد بومی سازی یک برند در بازار جهانی شده است.

هیچ یک از شرکت های مطرح دنیا نتوانسته اند که محصول یکسانی را در سطح بین الملل به فروش برسانند. اینکه شما می بینید که برند سامسونگ در همه کشورها وجود دارد، مطمئن باشید که ساختار ظاهری و فنی آن مطابق با مردم آن کشور یا ناحیه طراحی و روانه بازار شده است؛ حتی اگر تفاوت های آن هم جزئی باشد. در بومی محصول یا خدمات، تمامی موارد از جمله محصول، بسته بندی، توضیحات و غیره باید ترجمه شوند. به عبارتی مطابق با فرهنگ و زبان آن منطقه باشد.

بر اساس تحقیقات CSA، 60% انگلیسی زبانان غیربومی به ندرت از وبسایت های انگلیسی خرید می کنند.64% خریداران اینترنتی گفته اند که برای وبسایت های محلی ارزش بیشتری ارزش قائل هستند. 56% کاربران هم بیان کرده اند که دریافت اطلاعات به زبان خودشان اهمیت بیشتری نسبت به قیمت دارد.

البته در ایران، توجه بومی بیشتر منظور همان توجه به سایت هایی است که آدرسشان نزدیک کاربران باشد؛ برای مثال، کمتر کاربری در شهر تهران تمایل دارد تا از سایت هایی با دفتر فروش در شهرهای دورتر مانند شیراز خریداری کند.

مزایای بومی سازی شامل موارد زیر هستند:

  • دسترسی بهتر به مشتریان وفادار
  • هزینه کمتر تبلیغات
  • آگاهی سازی بهتر و بیشتر

۲- انجام ندادن هر اقدام رقابتی

برخلاف تصور، اقداماتی که کسب وکارها برای تخریب برندهای رقیب خود می کنند، نتیجه عکس برای خود آن ها خواهد داشته است. اگر یک مدیر کسب وکار یا شرکت بخواهد تا با تخریب کیفیت یا خدمات رقیب خود، خود را بالاتر نشان دهد، تنها چیزی که عایدش خواهد شد، نظر منفی گروه هدف خود است. برای اینکه این تصور به وجود می آید که محصول یا خدمات شرکت او هیچ مزیتی ندارد که اقدام به تخریب بقیه کرده است.

اشتباه نکنید. در بالا در خصوص تبلیغ ترب و دیجی کالا نوشته ایم. این تخریب حساب نمی شود. تخریب زمانی است که شما کامل اسم برند را بیاورید و بدون اشاره به راه حلی از طرف خودتان، اقدام به تخریب بقیه کنید.

مزیت رقابتی

۳- دسته بندی مشتریان

ما مزیت رقابتی برای همه کاربران هدف یک محصول یا خدمات نداریم. کاربران هدف یک محصول به دسته های مختلفی تقسیم بندی می شوند. این دسته بندی می تواند معیارهای متفاوتی داشته باشد؛ اما نکته مهم اینجاست که هر دسته نیاز به مزیت رقابتی دارند تا به سمت برند شما بیایند.

مشتریان بر اساس معیارهای زیر تقسیم بندی می شوند:

  • رفتاری: چگونه رفتار کاربران در هنگام ورود به سایت یا فروشگاه و تعامل آن با بخش های مختلف
  • جغرافیایی
  • جمعیتی مانند سن، جنسیت، وضعیت تاهل، درآمد، تحصیلات، تعداد اعضای خانواده و شغل (این عوامل در تعیین پرسونا اهمیت زیادی دارند.)
  • روانشناختی مانند علائق، باورها، سرگرمی و عادت ها
  • شخصیتی

۴- توجه به جهت گیری بازار

توجه به جهت گیری بازار به مورد قبلی وابسته است. شرکتی در این حوزه قوی است که بتواند با توجه به تحلیل بازار، جهت گیری مناسبی را انتخاب کند. اینکه در حقیقت در کجا سرمایه گذاری بیشتری کند تا سود بیشتری به دست بیاورد. همچنین اینکه کدام نقاط برای او سود کمتری داشته تا در برنامه حذف خود قرار دهد.

۵- برطرف کردن ناهماهنگی ها

بهترین محصول یا خدمات تا زمانی که بین تمامی واحدها ناهماهنگی وجود داشته باشد، هیچگاه به موفقیت نخواهید رسید. بین تمامی اعضای فعال در تولید از جمله خط تولید، تیم تبلیغات و بازاریابی، انبار و غیره باید هماهنگی در انجام خدمات وجود داشته باشد. اگر الان شبکه های اجتماعی را بررسی کنید، مشتریان از شرکت هایی راضی هستند که فقط محصول خوب به فروش نمی رساند. بلکه کیفیت دیگر خدمات از جمله پاسخگویی به تلفن و ارسال دقیق هم ارزش قائل خواهند شد. گاهی همین مساله می تواند خود یک مزیت رقابتی باشد.

این نوع ناهماهنگی ها را شما زیاد مشاهده کرده اید. اعتراض بسیاری از کاربران هم در خریدهای اینترنتی ناشی از هم همین ناهماهنگی ها بوده است. اینکه محصولی دیر به دست شما رسیده یا مشکلات فیزیکی داشته است؛ اما کارشناس پشتیبانی از جواب دادن طفره رفته است. در واقع از جواب دادن طفره نرفته اند؛ بلکه آن ها هیچ اطلاعاتی در این خصوص نداشته اند.

۶- اجرای خوب استراتژی

اینکه شما بهترین استراتژی را داشته باشید، تضمین موفقیت شما نخواهد بود. بلکه باید بتوانید آن استراتژی به بهترین شکل ممکن اجرا کنید. همه مدیران به دنبال بهترین برنامه برای اجرا هستند و ذوق و شوق زیادی هم دارند و آن را به کارمندان خود القا می کنند؛ اما وقتی پای اجرا وسط کشیده می شود، نتیجه چیزی دیگری خواهد بود. یکی از دلایلش هم اجرا ضعیف و در حقیقت همان ناهماهنگی در واحدها است.

5/5 - (2 امتیاز)

4 دیدگاه در “برندها از مزیت رقابتی چطور برای موفقیت استفاده می‌کنند؟

  1. فاطمه علاقبند گفت:

    فوق العاده عالی بود، استفاده کردیم … سپاس

  2. سعیده اسماعیلی گفت:

    بسیار عالی
    از مقاله های خوبتون متشکرم

  3. احمد صمدی گفت:

    ضمن تشکر از مقاله خوبتون، ممنون می شم مزیت رقابتی پایدار رو تعریف کنید.
    سپاس از شما

    1. مشاوران غزال گفت:

      وقت بخیر،
      مزیت رقابتی پایدار، مزایا و ویژگی‌هایی از یک محصول یا یک شرکت است که رقبا به راحتی نمی‌توانند آن را کپی کنند. مثلاً سیستم عامل اپل یک مزیت رقابتی پایدار است. خیلی از ویژگی‌هایی که شرکت اپل برای گوشی‌هایش معرفی می‌کند، توسط رقبا کپی می‌شوند. ولی سیستم عامل آن چیزی است که گوشی اپل را از بقیه رقبا جدا می‌کند.
      موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Facebook Twitter Pinterest linkedin WhatsApp WhatsApp Telegram
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.

ابزار ۷ لایه استراتژی

درحال بارگذاری لینک دانلود...