برنامه ریزی استراتژیک، مزایا، مراحل، مثال و کیس استادی

برنامه ریزی استراتژیک یا برنامه ریزی راهبردی یک کم اسمش گمراه کننده هست وگرنه موضوع خیلی سختی هم نیست. تو این درس ما با ذکر مثال و گام به کام این موضوع را باز میکنیم... با ما همراه باش...
۳-گام-برای-آمادگی-برنامه-_ریزی-استراتژیک

آنچه در این مقاله می‌خوانید ...

همین الان بشنو!
همه چیز راجع به برنامه ریزی استراتژیک

 یک برنامه استراتژیک به شما کمک می کنه مسیری را که شرکتتون در سه تا پنج سال آینده در پیش خواهد گرفت را تعریف کنه. این شامل چشم انداز و بیانیه های ماموریت، اهداف و اقداماتیه که برای دستیابی به اون اهداف باید انجام بدید. در این مقاله نحوه تدوین یک برنامه استراتژیک و همچنین مقایسه اون با سایر ابزارهای پروژه و کسب و کار رو به علاوه چهار مرحله برای ایجاد یک برنامه استراتژیک موفق برای شرکت شما شرح می دیم.

برنامه ریزی استراتژیک زمانی است که رهبران کسب و کار چشم انداز خود را برای رشد سازمان ترسیم می کنند و اینکه چگونه می خواهند به آنجا برسند. برنامه های استراتژیک تصمیمات، رشد و اهداف سازمان شما را آگاه می کند. بنابراین اگر برای یک شرکت کوچک یا استارت آپ کار می کنید، احتمالاً می توانید از ایجاد یک برنامه استراتژیک سود ببرید. زمانی که درک واضحی از مسیر حرکت سازمان خود داشته باشید، می‌توانید اطمینان حاصل کنید که تیم‌های شما روی پروژه‌هایی کار می‌کنند که بیشترین تأثیر را دارند.

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک فقط به شما کمک نمی کند تا جایی که باید بروید را شناسایی کنید در طول فرآیند، شما همچنین سندی را ایجاد می کنید که می توانید با کارمندان و سهامداران به اشتراک بگذارید تا آنها در جریان قرار بگیرند. در این مقاله، نحوه شروع توسعه یک برنامه استراتژیک را به شما آموزش خواهیم داد.

مقاله های استراتژی مشاوران غزال

برنامه استراتژیک چیست؟

برنامه استراتژیک(Strategic Planning) ابزاری است برای تعریف اهداف سازمان و اقداماتی که برای دستیابی به آنها انجام خواهید داد. به طور معمول، یک برنامه استراتژیک شامل چشم انداز و بیانیه های ماموریت شرکت شما، اهداف بلندمدت شما (و همچنین اهداف کوتاه مدت و سالانه) و یک برنامه عملیاتی از گام هایی است که می خواهید برای حرکت در مسیر درست بردارید. .

سند برنامه استراتژیک شما باید شامل موارد زیر باشد:

  • چشم انداز شرکت شما
  • بیانیه ماموریت شرکت شما
  • اهداف شرکت شما
  • برنامه عملی برای رسیدن به آن اهداف
  • رویکرد شما برای دستیابی به اهدافتان
  • تاکتیک هایی که برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کنید

 

سندهای برنامه ریزی استراتژیک

یک برنامه استراتژیک موثر می تواند به سازمان شما وضوح و تمرکز بدهد. این سطح از وضوح همیشه مشخص نیست طبق تحقیقات ما، تنها 16٪ از کارکنان می گویند شرکت آنها در تعیین و برقراری ارتباط با اهداف شرکت مؤثر است. با صرف زمان برای تدوین استراتژی، می توانید یک چشم انداز سه تا پنج ساله برای آینده شرکت خود بسازید. این استراتژی سپس اهداف سالانه و سه ماهه شرکت شما را مشخص می کند

چرا به یک برنامه استراتژیک نیاز دارم؟

برنامه استراتژیک(Strategic Planning) یکی از ابزارهای بسیاری است که می توانید برای برنامه ریزی و رسیدن به اهداف خود از آن استفاده کنید. این به ترسیم اهداف استراتژیک و معیارهای رشد کمک می کند. در اینجا نحوه مقایسه یک برنامه استراتژیک با سایر ابزارهای مدیریت پروژه و کسب وکار آمده است.

برنامه ریزی فروش
ابزار برنامه ریزی استراتژیک

این مطلب را هم مطالعه کنید

برنامه استراتژیک(Strategic Planning) در مقابل طرح کسب و کار(Business Plan)

یک طرح کسب و کار می تواند به شما کمک کند تا استراتژی خود را در ابتدای راه ثبت کنید تا همه اعضای تیم در مورد اولویت ها و اهداف اصلی کسب و کار شما یکسان باشند. این ابزار می تواند به شما کمک کند تا استراتژی خود را با سرمایه گذاران یا ذینفعان کلیدی مستندسازی کرده و با راه اندازی کسب و کار خود به اشتراک بگذارید.

شما باید یک طرح تجاری ایجاد کنید زمانی که:

تازه کسب و کار خود را شروع کرده اید

به طور قابل توجهی ساختار کسب و کار خود را بازسازی کنید

اگر کسب و کار شما قبلا تاسیس شده است، به جای طرح تجاری، یک برنامه استراتژیک ایجاد کنید. حتی اگر در یک شرکت نسبتاً جوان کار می‌کنید، برنامه استراتژیک شما می‌تواند بر اساس طرح کسب‌وکارتان باشد تا به شما کمک کند در مسیر درست حرکت کنید. در طول فرآیند برنامه ریزی استراتژیک، از بسیاری از عناصر اساسی کسب و کار که در ابتدا برای ایجاد استراتژی خود برای سه تا پنج سال آینده ساخته اید، استفاده خواهید کرد.

یک طرح کسب و کار برای کسب و کارهای جدید یا بازسازی های بزرگ سازمانی کار می کند. برنامه های استراتژیک برای کسب و کارهای مستقر بهتر است.

تفاوت برنامه استراتژیک و بیانیه های ماموریت و چشم انداز

برنامه استراتژیک، بیانیه ماموریت و بیانیه چشم انداز شما همگی ارتباط نزدیکی با هم دارند. در واقع، در طول فرآیند برنامه ریزی استراتژیک، از بیانیه های ماموریت و چشم انداز خود الهام می گیرید تا برنامه استراتژیک خود را بسازید.

در نتیجه، شما باید قبل از ایجاد یک برنامه استراتژیک، بیانیه‌های ماموریت و چشم‌انداز خود را تهیه کنید. در حالت ایده آل، این چیزی است که شما در مرحله برنامه ریزی تجاری یا مدت کوتاهی پس از شروع شرکت خود ایجاد کرده اید. اگر مأموریت یا بیانیه چشم‌اندازی ندارید، اکنون برای ایجاد آن‌ها زمان بگذارید. بیانیه ماموریت هدف شرکت شما را بیان می کند و به مشکلی که سازمان شما در تلاش برای حل آن است می پردازد. یک بیانیه چشم انداز، به طور کلی بیان می کند که چگونه می خواهید به آنجا برسید.

 

به زبان ساده:

بیانیه ماموریت هدف شرکت شما را خلاصه می کند

بیانیه چشم انداز به طور گسترده توضیح می دهد که چگونه به هدف شرکت خود خواهید رسید

یک برنامه استراتژیک باید شامل بیانیه های ماموریت و چشم انداز شما باشد، اما همچنین باید مشخص تر از آن باشد. بیانیه‌های ماموریت و چشم‌انداز شما، از نظر تئوری، می‌تواند در تمام طول عمر شرکت شما یکسان باقی بماند. یک برنامه استراتژیک از بیانیه های ماموریت و چشم انداز شما الهام می گیرد و اقداماتی را که قرار است انجام دهید تا در مسیر درست حرکت کنید، مشخص می کند.

به عنوان مثال، اگر شرکت اینوکسیا تجهیزات ایمنی حیوانات خانگی تولید می کند، در اینجا بیانیه ماموریت، بیانیه چشم انداز و برنامه استراتژیک شما ممکن است متزلزل شود:

بیانیه ماموریت: “برای اطمینان از ایمنی حیوانات جهان.”

بیانیه چشم انداز: “برای ایجاد محصولات ایمنی و ردیابی حیوانات خانگی که استفاده از آنها بدون دردسر است.”

برنامه استراتژیک شما گام هایی را که قرار است در چند سال آینده بردارید تا شرکت خود را به ماموریت و چشم انداز خود نزدیکتر کنید، مشخص می کند. به عنوان مثال، شما یک قلاده هوشمند ردیابی حیوانات خانگی ایجاد می کنید یا تجربه ریزتراشه را برای صاحبان حیوانات خانگی بهبود می بخشید.

یک برنامه استراتژیک از بیانیه های ماموریت و چشم انداز شما الهام می گیرد.

برنامه ریزی فروش
چشم انداز

این مطلب را هم مطالعه کنید

برنامه استراتژیک

برنامه استراتژیک در مقابل اهداف شرکت

اهداف شرکت اهداف گسترده ای هستند. شما باید اینها را به صورت سالانه یا فصلی تنظیم کنید (اگر سازمان شما به سرعت حرکت کند). این اهداف به تیم شما درک روشنی از آنچه قصد دارید برای یک دوره زمانی مشخص انجام دهید، می دهد.

برنامه استراتژیک شما آینده نگرتر از اهداف شرکت شما است و باید بیش از یک سال کار را پوشش دهد. به این موضوع فکر کنید: اهداف شرکت شما به سمت استراتژی کلی شما حرکت می کند – اما برنامه استراتژیک شما باید بزرگتر از اهداف شرکت باشد زیرا چندین سال را در بر می گیرد.

اهداف شرکت اهداف گسترده و همیشه جامع هستند، در حالی که یک برنامه استراتژیک یک برنامه اقدام خاص است.

چه زمانی باید یک برنامه استراتژیک ایجاد کنم؟

شما باید بسته به سرعت رشد سازمان خود، هر سه تا پنج سال یکبار یک برنامه استراتژیک ایجاد کنید. همانطور که گفته شد، اگر سازمان شما به سرعت حرکت می کند، به جای آن هر دو تا سه سال یک بار ایجاد کنید. کسب و کارهای کوچک ممکن است نیاز به ایجاد برنامه های استراتژیک بیشتر داشته باشند، زیرا نیازهای آنها تغییر می کند.

از آنجایی که هدف یک برنامه استراتژیک ترسیم اهداف بلندمدت و نحوه رسیدن به آن است، باید زمانی که اکثر یا همه آنها را برآورده کردید، یک برنامه استراتژیک ایجاد کنید. همچنین باید هر زمان که می خواهید در ماموریت سازمان خود یک محور بزرگ ایجاد کنید یا وارد بازارهای جدید شوید، یک برنامه استراتژیک ایجاد کنید.

  • به شما کمک می کند شهرت عالی خود را نزد مشتریان، رقبا و رهبران صنعت در طول و بعد از یک بحران حفظ کنید.
  • ایمنی، سلامت و رفاه همه کسانی که برای شرکت شما کار می کنند و با آن تجارت می کنند، بهبود بخشید.
  • به عنوان یک کارفرما و شرکت به شما آرامش می دهد – برای هر موقعیتی که برایتان پیش بیاید آماده خواهید بود.
  • افزایش بهره وری در طول بحران و بعد از آن. همه نقش و عملکرد خود را در طول یک بحران خواهند دانست تا زمان توقف کمتر، اقدام بیشتر و حل سریع‌تر وجود داشته باشد.
برنامه استراتژیک

5 مرحله در برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

فرآیند برنامه ریزی استراتژیک باید توسط تیم کوچکی از ذینفعان کلیدی که مسئول ساختن برنامه استراتژیک شما هستند، اجرا شود.

گروه برنامه ریزان استراتژیک شما که گاهی کمیته مدیریت نامیده می شود، باید یک تیم کوچک متشکل از 5 تا 10 سهامدار کلیدی و تصمیم گیرنده برای شرکت باشد. آنها تنها افرادی نخواهند بود که درگیر کار هستند – بلکه افرادی خواهند بود که کار را هدایت می کنند.

هنگامی که کمیته مدیریت خود را ایجاد کردید، می توانید روی فرآیند برنامه ریزی استراتژیک کار کنید.

مرحله 1: تعیین کنید که کجا هستید

قبل از اینکه بتوانید با توسعه استراتژی شروع کنید و مشخص کنید به کجا می روید، ابتدا باید مشخص کنید که کجا هستید. برای انجام این کار، کمیته مدیریت شما باید اطلاعات مختلفی را از سایر ذینفعان مانند کارمندان و مشتریان جمع آوری کند. به طور خاص، برای جمع آوری برنامه ریزی کنید:

داده‌های مربوط به صنعت و بازار برای اطلاع از فرصت‌های بازار و همچنین هرگونه تهدید احتمالی آینده در آینده نزدیک

بینش مشتری برای درک اینکه مشتریان شما از شرکت شما چه می خواهند  مانند بهبود محصول یا خدمات اضافی

بازخورد کارکنان که باید مورد توجه قرار گیرد چه در محصول، چه در شیوه های تجاری یا فرهنگ شرکت

تجزیه و تحلیل SWOT برای کمک به ارزیابی پتانسیل فعلی و آینده برای کسب و کار (شما به صورت دوره ای در طول فرآیند برنامه ریزی استراتژیک به این تجزیه و تحلیل باز خواهید گشت).

برای پر کردن هر حرف در مخفف SWOT، کمیته مدیریت شما به یک سری سوالات پاسخ می دهد:

نقاط قوت:

سازمان شما در حال حاضر چه کاری را به خوبی انجام می دهد؟

چه چیزی شما را از رقبای خود متمایز می کند؟

با ارزش ترین منابع داخلی شما چیست؟

چه دارایی های ملموسی دارید؟

بزرگترین نقطه قوت شما چیست؟

 

نقاط ضعف:

سازمان شما چه کاری را ضعیف انجام می دهد؟

در حال حاضر چه کمبودی دارید (خواه این محصول، منبع یا فرآیند باشد)؟

رقبای شما چه کاری را بهتر از شما انجام می دهند؟

در صورت وجود، چه محدودیت هایی سازمان شما را متوقف می کند؟

چه فرآیندها یا محصولاتی نیاز به بهبود دارند؟

 

فرصت ها:

سازمان شما چه فرصت هایی دارد؟

چگونه می توانید از نقاط قوت منحصر به فرد شرکت خود استفاده کنید؟

آیا گرایش و جهت گیریهای در بازار وجود دارد که بتوانید از آن بهره ببرید؟

چگونه می توانید از فرصت های بازاریابی یا مطبوعاتی استفاده کنید؟

آیا نیازی در حال ظهور برای محصول یا خدمات شما وجود دارد؟

 

تهدیدات:

چه رقبای نوظهوری را باید زیر نظر داشته باشید؟

آیا نقاط ضعفی وجود دارد که سازمان شما را در معرض خطر قرار دهد؟

آیا ممکن است بازخورد منفی رسانه ها را تجربه کنید که بتواند سهم بازار را کاهش دهد؟

آیا احتمال تغییر نگرش مشتری نسبت به شرکت شما وجود دارد؟

برنامه استراتژیک

مرحله 2: اهداف و تارگت خود را مشخص کنید

این جایی است که سحر و جادو اتفاق می افتد. برای توسعه استراتژی خود، موقعیت فعلی خود را در نظر بگیرید، جایی که اکنون هستید. سپس، از اسناد کسب و کار اصلی خود الهام بگیرید  اینها مقصد نهایی شما هستند.

برای توسعه استراتژی خود، اساساً قطب نما خود را بیرون می آورید و می پرسید: “بعد به کجا خواهیم رفت؟” این می تواند به شما کمک کند تا بفهمید دقیقاً کدام مسیر را باید طی کنید.

در طول این مرحله از فرآیند برنامه ریزی، از اسناد مهم شرکت الهام بگیرید تا مطمئن شوید که برنامه استراتژیک شما شرکت شما را در مسیر درستی حرکت می دهد، مانند:

  • بیانیه ماموریت شما، برای درک اینکه چگونه می توانید به حرکت به سمت هدف اصلی سازمان خود ادامه دهید
  • بیانیه چشم انداز شما، برای روشن شدن چگونگی تناسب برنامه استراتژیک شما با چشم انداز بلندمدت شما
  • ارزش های شرکت شما برای راهنمایی شما به سمت آنچه برای شرکت شما مهم است
  • مزیت های رقابتی شما، برای درک اینکه چه مزیت منحصر به فردی به بازار ارائه می دهید
  • اهداف بلندمدت شما، ردیابی جایی که می خواهید در پنج یا 10 سال آینده باشید
  • پیش بینی مالی شما، برای درک اینکه انتظار دارید وضعیت مالی خود در سه سال آینده کجا باشد، جریان نقدی مورد انتظار شما چیست و احتمالاً در چه فرصت های جدیدی خواهید توانست سرمایه گذاری کنید.

 

مرحله 3: برنامه خود را توسعه دهید

اکنون که فهمیدید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید، وقت آن است که قلم را روی کاغذ بیاورید. برنامه شما موقعیت و استراتژی شما را برای تعریف برنامه کل سازمان برای سه تا پنج سال آینده در نظر می گیرد. به خاطر داشته باشید که حتی اگر در حال ایجاد یک برنامه بلند مدت هستید، بخش هایی از برنامه استراتژیک شما باید با گذشت سه ماهه و سال ها ایجاد شود.

همانطور که برنامه استراتژیک خود را می سازید، باید موارد زیر را تعریف کنید:

  • اولویت های شرکت شما برای سه تا پنج سال آینده بر اساس تحلیل و استراتژی SWOT شما.
  • اهداف سالانه برای سال اول. شما نیازی به تعریف اهداف خود برای هر سال برنامه استراتژیک ندارید. با گذشت سالها، اهداف سالانه جدیدی ایجاد کنید که به اهداف استراتژیک کلی شما متصل می شود.
  • نتایج کلیدی مرتبط و KPI برای آن سال اول. برخی از اینها باید توسط کمیته مدیریت و برخی باید توسط تیم های مشخصی که به کار نزدیکتر هستند تنظیم شود. اطمینان حاصل کنید که نتایج کلیدی و KPI های شما قابل اندازه گیری و عملی هستند.
  • بودجه سال یا چند سال آینده. این باید بر اساس پیش بینی مالی شما و همچنین جهت شما باشد. آیا برای توسعه محصول خود نیاز به هزینه های تهاجمی دارید؟ تیم خود را بسازید؟ با بازاریابی مشکلی ایجاد کنید؟ مهم‌ترین ابتکارات خود و نحوه بودجه‌بندی برای آن‌ها را روشن کنید.
  • نقشه راه پروژه سطح بالا. نقشه راه پروژه ابزاری در مدیریت پروژه است که به شما کمک می کند تا جدول زمانی یک ابتکار پیچیده را تجسم کنید، اما همچنین می توانید یک نقشه راه پروژه در سطح بالا برای برنامه استراتژیک خود ایجاد کنید. آنچه را که انتظار دارید در دوره‌ها یا سال‌های خاص روی آن کار کنید، مشخص کنید تا برنامه را قابل اجراتر و قابل درک‌تر کنید.
برنامه ریزی استراتژیک

مرحله 4: برنامه خود را اجرا کنید

پس از آن همه جمع آوری، زمان آن رسیده است که برنامه خود را عملی کنید. اجرای استراتژی جدید شامل ارتباطات شفاف در کل سازمان شما می شود تا مطمئن شوید که همه مسئولیت های خود و نحوه اندازه گیری موفقیت طرح را می دانند.

 

فرآیندهای خود را با شاخص های کلیدی عملکرد ترسیم کنید، که موفقیت برنامه شما را اندازه گیری می کند. KPI ها مشخص می کنند که کدام بخش از برنامه شما می خواهید در چه بازه زمانی به دست آید.

چند نکته برای اطمینان از اینکه برنامه شما بدون مشکل اجرا می شود:

  • وظایف را با شرح وظایف هماهنگ کنید تا مطمئن شوید افراد برای انجام کارهایشان آما هستند
  • در طول فرآیند پیاده سازی به طور واضح با کل سازمان خود ارتباط برقرار کنید
  • به طور کامل به برنامه خود متعهد باشید

 

مرحله 5: در صورت نیاز تجدید نظر و بازسازی کنید

در این مرحله، شما باید چارچوب استراتژیک جدید خود را ایجاد و اجرا می کردید. مرحله نهایی فرآیند برنامه ریزی، نظارت و مدیریت برنامه است.

برنامه استراتژیک خود را به اشتراک بگذارید این سندی برای پنهان کردن نیست. اطمینان حاصل کنید که تیم شما (به ویژه رهبری ارشد) به آن دسترسی دارند تا بتوانند بفهمند که چگونه کار آنها به اولویت های شرکت و برنامه استراتژیک کلی شما کمک می کند. توصیه می‌کنیم طرح خود را با همان ابزاری که برای مدیریت و پیگیری کار استفاده می‌کنید به اشتراک بگذارید تا بتوانید اهداف سطح بالا را راحت‌تر به کار روزانه متصل کنید. اگر قبلاً این کار را نکرده اید، از یک ابزار مدیریت کار استفاده کنید.

برنامه خود را به طور منظم (سه ماهه و سالانه) به روز کنید. مطمئن شوید که از برنامه استراتژیک خود برای اطلاع رسانی اهداف کوتاه مدت خود استفاده می کنید. برنامه استراتژیک شما نیز به طور کامل مشخص نشده است. اگر شرکت شما تصمیم به تغییر جهت یا سرمایه گذاری جدید داشته باشد، احتمالاً باید برنامه را به روز کنید. با ظهور فرصت ها و تهدیدهای جدید بازار، احتمالاً می خواهید برنامه استراتژیک خود را تغییر دهید تا اطمینان حاصل کنید که سازمان خود را در بهترین مسیر ممکن برای چند سال آینده می سازید.

به خاطر داشته باشید که برنامه شما برای همیشه دوام نخواهد آورد حتی اگر آن را مرتباً به روز کنید. یک برنامه استراتژیک موفق با اهداف بلند مدت شرکت شما تکامل می یابد. زمانی که به اکثر اهداف استراتژیک خود دست پیدا کردید، یا اگر استراتژی شما از زمانی که برای اولین بار برنامه ریزی کردید به طور قابل توجهی تکامل یافته است، ممکن است زمان ایجاد یک برنامه جدید فرا رسیده باشد.

نیروهای پنج گانه پورتر در برنامه ریزی استراتژیک

پنج نیروی پورتر یک مدل تحلیل تجاری است که به توضیح اینکه چرا صنایع مختلف قادر به حفظ سطوح مختلف سودآوری هستند کمک می کند..

مدل پنج نیرو به طور گسترده ای برای تجزیه و تحلیل ساختار صنعت یک شرکت و همچنین استراتژی شرکت آن استفاده می شود. پورتر پنج نیروی غیرقابل انکار را که در شکل‌دهی هر بازار و صنعت در جهان نقش دارند را شناسایی کرد. پنج نیرو اغلب برای اندازه گیری شدت رقابت، جذابیت و سودآوری یک صنعت یا بازار استفاده می شود.

 

  1. رقابت در صنعت

اولین مورد از نیروهای پنج گانه به تعداد رقبا و توانایی آنها در کاهش یک شرکت اشاره دارد. هر چه تعداد رقبا و تعداد محصولات و خدمات مشابهی که ارائه می دهند بیشتر باشد، قدرت شرکت کمتر است.

تامین کنندگان و خریداران در صورتی که بتوانند معامله بهتر یا قیمت های پایین تری را ارائه دهند، به دنبال رقابت شرکتی هستند. برعکس، زمانی که نیروی رقابتی کم است، یک شرکت قدرت بیشتری برای اعمال قیمت های بالاتر و تعیین شرایط معاملات برای دستیابی به فروش و سود بالاتر دارد.

برنامه استراتژیک
  1. پتانسیل ورودی های جدید در یک صنعت

قدرت یک شرکت نیز تحت تأثیر نیروی تازه واردان به بازار آن است. هر چه زمان و هزینه کمتری برای یک رقیب برای ورود به بازار یک شرکت و تبدیل شدن به یک رقیب موثر باشد، موقعیت یک شرکت تثبیت شده به میزان قابل توجهی تضعیف می شود.

صنعتی با موانع قوی برای ورود برای شرکت‌های موجود در آن صنعت ایده‌آل است زیرا شرکت می‌تواند قیمت‌های بالاتری را اعمال کند و شرایط بهتری را مذاکره کند.

 

  1. قدرت تامین کنندگان

عامل بعدی در مدل پورتر به این موضوع می‌پردازد که تامین‌کنندگان چقدر می‌توانند هزینه ورودی‌ها را افزایش دهند. تعداد عرضه‌کنندگان کلیدی یک کالا یا خدمات، منحصربه‌فرد بودن این کالاها و میزان هزینه‌ای که یک شرکت به تامین‌کننده دیگر تغییر می‌دهد، متاثر است. هر چه تامین کنندگان یک صنعت کمتر باشد، یک شرکت بیشتر به یک تامین کننده وابسته است.

در نتیجه، تامین‌کننده قدرت بیشتری دارد و می‌تواند هزینه‌های ورودی را بالا ببرد و مزیت‌های دیگری را در تجارت ایجاد کند. از سوی دیگر، زمانی که تامین کنندگان زیاد یا هزینه های جابجایی کم بین تامین کنندگان رقیب وجود دارد، یک شرکت می تواند هزینه های ورودی خود را پایین نگه دارد و سود خود را افزایش دهد.

  1. قدرت مشتریان

توانایی مشتریان برای پایین آوردن قیمت ها یا سطح قدرت آنها یکی از پنج نیرو است. این بستگی به تعداد خریدار یا مشتری یک شرکت دارد، هر مشتری چقدر مهم است و چقدر هزینه برای یک شرکت برای یافتن مشتریان یا بازارهای جدید برای محصول خود دارد.

پایگاه مشتری کوچکتر و قدرتمندتر به این معنی است که هر مشتری قدرت بیشتری برای مذاکره برای قیمت های کمتر و معاملات بهتر دارد. شرکتی که مشتریان زیادی، کوچکتر و مستقل داشته باشد، برای افزایش سودآوری، زمان آسان تری برای دریافت قیمت های بالاتر خواهد داشت.

 مدل پنج نیرو می‌تواند به کسب‌وکارها در افزایش سود کمک کند، اما آنها باید به طور مداوم هرگونه تغییر در پنج نیرو را زیر نظر داشته باشند و استراتژی تجاری خود را تنظیم کنند.

  1. تهدید جایگزین ها

آخرین مورد از پنج نیرو بر روی جایگزین ها متمرکز است. کالاها یا خدمات جایگزینی که می توانند به جای محصولات یا خدمات یک شرکت استفاده شوند، یک تهدید هستند. شرکت هایی که کالاها یا خدماتی را تولید می کنند که هیچ جایگزین نزدیکی برای آنها وجود ندارد، قدرت بیشتری برای افزایش قیمت ها در شرایط مطلوب خواهند داشت. هنگامی که جایگزین های نزدیک در دسترس باشد، مشتریان این گزینه را خواهند داشت که از خرید محصول شرکت چشم پوشی کنند و قدرت شرکت می تواند تضعیف شود.

درک نیروهای پنج گانه پورتر و نحوه اعمال آنها در یک صنعت، می تواند یک شرکت را قادر سازد تا استراتژی تجاری خود را برای استفاده بهتر از منابع خود برای ایجاد درآمدهای بالاتر برای سرمایه گذاران خود تنظیم کند.

مدل برنامه ریزی استراتژیک جنرال الکتریک چیست؟

این مدل توسط شرکت جنرال الکتریک پیشنهاد شده است. در این مدل جذابیت صنعت که می تواند متغیرهای زیادی را شامل شود در محور افقی و قدرت خرید که می تواند متغیرهای زیادی را نیز شامل شود در محور عمودی گنجانده شده است. بر اساس این متغیرها سطح و موفقیت شرکت را تحلیل و در جدول تعریف می کنیم و با توجه به موفقیت استراتژی مناسب انتخاب می شود.

مزایای برنامه ریزی استراتژیک

برنامه ریزی استراتژیک می تواند به هدف گذاری کمک کند و به شما امکان می دهد توضیح دهید که چگونه شرکت شما در سه تا پنج سال آینده به سمت مأموریت و بیانیه چشم انداز شما حرکت می کند. اگر مسیر شرکت خود را به عنوان یک خط روی نقشه در نظر می گیرید، یک برنامه استراتژیک می تواند به شما کمک کند تا نحوه رسیدن شما از نقطه A (جایی که اکنون هستید) به نقطه B (جایی که می خواهید چند سال دیگر باشید) به شما کمک کند. .

هنگامی که یک برنامه استراتژیک روشن ایجاد می کنید و با تیم خود به اشتراک می گذارید، می توانید:

  • همه را حول یک هدف مشترک تراز کنید
  • به طور فعال اهدافی را تعیین کنید تا به شما کمک کند به جایی که می خواهید برسید
  • اهداف بلندمدت را تعریف کنید و سپس برای حمایت از آنها اهداف کوتاه مدت تعیین کنید
  • وضعیت فعلی و هر فرصت یا تهدیدی را ارزیابی کنید
  • به کسب و کار خود کمک کنید تا دوام بیشتری داشته باشد زیرا به بلندمدت فکر می کنید
  • انگیزه و مشارکت را افزایش دهید

پایبندی به برنامه استراتژیک

برای تبدیل استراتژی شرکت خود به یک برنامه و در نهایت تاثیر مطمئن شوید که به طور فعال اهداف شرکت را به کار روزانه متصل می کنید. وقتی می‌توانید این ارتباط را روشن کنید، به اعضای تیم خود زمینه‌ای را می‌دهید که برای انجام بهترین کارشان نیاز دارند.

با اولویت‌های مشخص، اعضای تیم می‌توانند بر روی ابتکاراتی تمرکز کنند که بیشترین تأثیر را برای شرکت دارند و احتمالاً در حین انجام این کار مشارکت بیشتری خواهند داشت.

 

نتیجه گیری

برنامه ریزی استراتژیک فرآیندیه که در آن سازمان ها چشم اندازی جسورانه تعریف می کنن و برنامه ای با اهداف برای رسیدن به آن آینده ایجاد می کنن. یک برنامه استراتژیک عالی مشخص می کنه که سازمان شما به کجا می ره، چگونه برنده می شید، چه کسی باید چه کاری را انجام بده، و چگونه استراتژی خودشون رو بررسی و تطبیق می دن. با مشورت با تیم مشاوران غزال میتونید بهترین برنامه ریزی استراتژیک را برای کسب و کار خودتون تدوین کنید.

برنامه ریزی استراتژیک فرآیندی است که از طریق آن شرکت ها، عملکردها و واحدهای تجاری نقشه راه ابتکارات و سبد سرمایه گذاری هایی را که در میان مدت برای دستیابی به اهداف استراتژیک بلندمدت مورد نیاز خواهد بود، شناسایی می کنند.

برنامه ریزی استراتژیک در واقع انتخاب روش ها و مراحل لازم برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت شرکت است. برنامه ریزی استراتژیک می تواند ابزار مهمی برای کسب و کار شما باشد. زیرا اهداف قابل اندازه گیری را برای سازمان ها فراهم می کند. اهداف به تصمیم گیری روزانه شرکت کمک می کنند و راهنمایی می کنند.

مدیریت استراتژیک ترکیبی از شهود و خلاقیت برای ایجاد تصویری جامع از سازمان است. مدیریت استراتژیک هدایت سازمان از طریق تغییر است. اگرچه برنامه ریزی استراتژیک تحلیلی است و از جزئیات استفاده می کند، اما استراتژی های فعلی سازمان را به صورت منطقی و سیستماتیک بیان می کند. رویکرد برنامه ریزی استراتژیک، تعریف استراتژی برای مقابله با تغییر است.

از مدل برنامه ریزی استراتژیک می توان برای بررسی امکانپذیری ورود یا عدم ورود به یک صنعت جدید استفاده کرد. بر اساس مدل برنامه ریزی استراتژیک، پنج نیرو در صحنه رقابت بررسی می شوند که به پنج نیروی رقابتی پورتر معروف هستند. مجموع این نیروها جذابیت صنعت را نشان می دهد. در این مدل برای طراحی برنامه ریزی استراتژیک، فهرستی از عوامل قوت یا ضعف برای هر صنعت تهیه می شود که پس از امتیازدهی و تجزیه و تحلیل، می توان تأثیر هر یک از عناصر پنج گانه موجود در مدل را شناسایی کرد و اقداماتی را انجام داد. آنها را تقویت یا حفظ کنید. انجام داد.

برنامه ریزی استراتژیک اهداف قابل دستیابی را از طریق تعدادی از عوامل مانند مدیریت زمان و تخصیص منابع تعیین می کند. اگر به درستی انجام شود، برنامه ریزی استراتژیک عملیات را بهبود می بخشد، اولویت ها را تعیین می کند و همکاری را افزایش می دهد.

این مدل توسط شرکت جنرال الکتریک پیشنهاد شده است. در این مدل جذابیت صنعت که می تواند متغیرهای زیادی را شامل شود در محور افقی و قدرت خرید که می تواند متغیرهای زیادی را نیز شامل شود در محور عمودی گنجانده شده است. بر اساس این متغیرها سطح و موفقیت شرکت را تحلیل و در جدول تعریف می کنیم و با توجه به موفقیت استراتژی مناسب انتخاب می شود.

تیم تولید محتوای گروه مشاوران غزال

این مقاله به کوشش صابره براتی و دیگر اعضای گروه مشاوران غزال تولید شده است. تک‌تک ما تلاش داریم اثری مثبت بر روی کسب و کارها داشته باشیم.

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوره آموزشی رشد و توسعه فردی مدیران

Facebook Twitter Pinterest linkedin WhatsApp WhatsApp Telegram
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.

ابزار ۷ لایه استراتژی

درحال بارگذاری لینک دانلود...