چرا شدیداً به یک بازار هدف (تارگت مارکت) مشخص نیاز دارید؟

فهرست مقاله

مخاطبان شما چه کسانی هستند؟ بازار هدف یا تارگت مارکت شما چه افرادی هستند و چرا؟

اگر پاسخ های مشخصی برای این سؤالات ندارید، ممکن است دچار مشکل بزرگی شوید.

علاوه بر این، اگر به چیزی مانند «ما همه را هدف قرار می‌دهیم» یا «ما به طیف وسیعی از مردم پاسخ می‌دهیم» پاسخ دادید، دوست من، در مشکل بزرگ‌تری قرار خواهید گرفت…

زیرا اگر همه را هدف قرار دهید، در واقع هیچ کس را هدف قرار نمی دهید. شما نمی توانید برای همه مردم همه چیز باشید.

 می دانیم به چه فکر می کنید: «اما آمازون چطور، تام؟ آنها همه را در سراسر جهان هدف قرار می دهند!»

برای چهار سال بین سال‌های 1994 تا 1998، آمازون فقط کتاب می‌فروخت. و حتی پس از آن، آنها این کار را فقط به صورت آنلاین انجام دادند

به عبارت دیگر، آمازون بازار هدف کاملاً مشخص و مشخصی داشت.

جف بزوس تنها پس از چهار سال کار سخت برای ایجاد یک سازمان موفق شروع به گسترش کرد. امروز – بیست و چهار سال بعد – آمازون این توانایی را به دست آورده است که همه را هدف قرار دهد.

شما مثل الان آمازون نیستید. شما مانند 24 سال پیش آمازون هستید و باید از کوچک شروع کنید – درست مانند جف بزوس.

اما چگونه؟

در این مقاله، خواهید آموخت که مخاطب هدف چیست. بعلاوه، به شما نشان خواهیم داد که چگونه بازاری را که کسب و کار شما باید روی آن تمرکز کند تا پیشرفت کند، شناسایی کنید. 

بازار هدف یا تارگت مارکت چیست؟

بازار هدف یک بخش مشخص و تعریف شده از مصرف کنندگان است که یک شرکت قصد دارد با محصولات یا خدمات خود به آنها خدمت کند. شناسایی بازار هدف یک گام اساسی در توسعه محصولات، خدمات و تلاش های بازاریابی است که برای ارتقای آنها استفاده می شود. به علاوه، یک بازار هدف معمولاً شامل کاربران نهایی یک محصول یا خدمات است. به همین دلیل است که مشاور معروف پیتر اف دراکر می گوید: “هدف بازاریابی این است که مشتری را به خوبی بشناسد و درک کند که محصول یا خدمات متناسب با او باشد و خودش را بفروشد.” درک این امر حیاتی است.

بازار هدف خود را دریابید!
بازار هدف خود را دریابید!

برای درک این امر، باید محصولات، خدمات و کمپین های بازاریابی را برای یک گروه خاص و کاملاً مشخص از افراد ایجاد کنید. چون اگر این کار را انجام ندهید در بهترین حالت، آنها محصولات یا خدماتی هستند که به طور کامل نیازها و خواسته های مشتریان شما را برآورده نمی کنند و به احتمال زیاد، کسی آنها را نخواهد خرید. همانطور که فیلیپ کاتلر، نویسنده بازاریابی، زمانی گفت: «تنها یک استراتژی برنده وجود دارد. این است که بازار هدف را با دقت تعریف کنید و یک پیشنهاد برتر را به آن بازار هدف هدایت کنید. این بازار هدف را می توان با مواردی مانند جغرافیا، جمعیت شناسی و روانشناسی تقسیم بندی کرد.

بیایید به یک مثال نگاه کنیم. نمونه بازار هدفمک دونالد با ارزش ترین برند فست فود در جهان است و نمونه فوق العاده ای از بازاریابی هدف جمعیتی است. اگرچه مک دونالد رشد کرده تا بازارها و مخاطبان متعددی را هدف قرار دهد، آنها محصولات و کمپین های بازاریابی اختصاصی برای هر بخش ایجاد کرده اند. به عنوان مثال، یکی از بازارهای هدف اصلی آنها کودکان خردسال هستند. برای این بخش، آنها مناطق بازی، وعده های غذایی شاد همراه با اسباب بازی، و کمپین های بازاریابی با شخصیت های دیزنی و رونالد مک دونالد ارائه می دهند. بازاریابی هدفمند و قیمت گذاری تهاجمی به مک دونالد کمک کرده است تا به طور مداوم بزرگترین سهم بازار فست فود را در ایالات متحده حفظ کند. اما همه چیز مدام در حال تغییر است. در سال‌های اخیر، فروش مک‌دونالد رو به کاهش بوده است و آن‌ها مجبور شده‌اند به تغییرات بازار هدف خود واکنش نشان دهند. بیایید بررسی کنیم که چه اتفاقی افتاده است. در سال 2016، نسل میلنیالز از بیبی بومرز(جوانان نسل جدید از نسل پیر) پیشی گرفتند و به بزرگترین نسل در ایالات متحده تبدیل شدند، و این نسل بیش از نسل های قبلی به غذاهای سالم اهمیت می دهد.

مک دونالد در پاسخ به این تغییر در بازار هدف خود، محصولات و خدمات خود را به روز کرد.

به همین دلیل است که امروزه مک‌دونالدز گزینه‌های منوی سالم‌تر، تازه‌تر و محصولات قهوه لوکس‌تر را ارائه می‌دهد.

 

مخاطب هدف چیست؟

اصطلاح “مخاطبان هدف” محدودتر از “بازار هدف” است. به طور خاص به گروهی از مصرف کنندگان که توسط پیام های بازاریابی هدف قرار می گیرند اشاره دارد.

انتخاب بازار هدف، انتخابی کلیدی است.

تام دانکن متخصص تبلیغات توضیح می دهد: مخاطب هدف “گروهی است که پتانسیل قابل توجهی برای پاسخ مثبت به پیام برند دارد.”

 

مخاطبان هدف شما ممکن است کاربران نهایی محصول شما باشند یا نباشند، اما آنها افرادی هستند که قصد دارید بازاریابی خود را به آنها هدایت کنید.

 

برای برقراری ارتباط موثر با مخاطبان هدف خود، باید بدانید که آنها چه کسانی هستند و نیازها و خواسته های واقعی آنها چیست.چرا؟

 

رابرت جی آلن گفت: «مهم نیست محصول شما چیست، شما در نهایت در تجارت آموزش هستید. “مشتریان شما باید دائماً در مورد مزایای بسیاری از تجارت با شما آموزش ببینند، آموزش ببینند تا از محصولات شما به طور موثرتر استفاده کنند، و آموزش دهند که چگونه در زندگی خود بهبود بی پایان ایجاد کنند.”

 

علاوه بر این، به یاد داشته باشید که نویسنده و استاد بازاریابی، اورول ری ویلسون، گفته است: «مشتریان به دلایل خود خرید می‌کنند، نه شما».

بیایید نمونه مک دونالدی را که در بالا به آن نگاه کردیم، دوباره مرور کنیم.

نمونه مخاطب هدف

اگرچه یکی از بازارهای هدف کلیدی مک دونالد کودکان هستند، اما یک مشکل بزرگ در این بازار هدف وجود دارد: کودکان هیچ قدرت خریدی ندارند. به عبارت دیگر، این کودکان نیستند که محصولات مک دونالد را می خرند، بلکه بزرگسالان زندگی آنها هستند. بنابراین، مک دونالد غذای شاد را برای خدمت به بازار هدف کودکان خود ایجاد می کند. با این حال، آنها تبلیغاتی برای تبلیغ غذای شاد با هدف مخاطبان هدف خود از والدین ایجاد می کنند. این به وضوح در تبلیغات ویدیویی زیر نشان داده شده است.

 

این آگهی مواردی را که بچه‌ها به آن‌ها علاقه ندارند، اما برای والدین مهم هستند، برجسته می‌کند: مانند «بدون رنگ مصنوعی، طعم‌دهنده یا مواد نگهدارنده» و کمک‌های خیریه. بچه ها بیشتر به چه چیزی اهمیت می دهند؟ 

البته اسباب بازی! اما در پایان ویدیو فقط به این موضوع اشاره شده است. وقتی صحبت از غذاهای شاد به میان می‌آید، کودکان ممکن است بازار هدف مک‌دونالد باشند، اما واضح است که آنها مخاطبین هدف نیستند. تفاوت های کلیدی بین بازار هدف و مخاطب هدفبازار هدف و مخاطبان هدف، اصطلاحات مشابه و همپوشانی دارند. با این حال، تفاوت‌های کلیدی بین آن‌ها وجود دارد که عمدتاً به پیامدهای عملی هر کدام در کسب‌وکار شما مربوط می‌شود.

بازار هدف بر تمام تصمیماتی که یک کسب و کار کوچک می گیرد تأثیر می گذارد.

محصولات یا خدمات برای برآوردن نیازها و خواسته های بازار هدف توسعه می یابند. تصمیمات بسته بندی و قیمت گذاری برای جذب بازار هدف گرفته می شود. و فرآیندهای فروش بر اساس ترجیحات خرید بازارهای هدف ساختار یافته است. با این حال، مخاطب هدف تنها بر تصمیمات مربوط به پیام های بازاریابی خاص تأثیر می گذارد.

کمپین 360 درجه Dunkin

به همین دلیل، بازارهای هدف معمولاً از کاربر نهایی یک محصول یا خدمات تشکیل می شوند، در حالی که مخاطبان هدف ممکن است باشند یا نباشند. بازارهای هدف و مخاطبان هدف می توانند یکسان باشنداغلب مخاطبان هدف پیام بازاریابی همان گروهی هستند که به عنوان بازار هدف شناسایی می شوند. 

برای مثال، یک برند ساق‌های یوگا ممکن است بازار هدفی از زنان مجرد 24 تا 34 ساله را شناسایی کند که مرتباً به باشگاه‌های ورزشی مراجعه می‌کنند و به یوگا علاقه نشان می‌دهند. در این مثال، مخاطب هدف همان بازار هدف خواهد بود. با این حال، بازاریاب‌ها می‌توانند بر روی مخاطبان هدف تمرکز بیشتری داشته باشند. به عنوان مثال، بازاریابان ممکن است تصمیم بگیرند از تبلیغات اینستاگرام برای رسیدن به بازار هدف خود استفاده کنند. بنابراین در حال حاضر ممکن است مخاطبان هدف بیشتر به عنوان کاربران اینستاگرام تعریف شوند که حساب‌هایی مانند Yoga Girl و Yoga Inspiration را دنبال می‌کنند. اخیراً محصولاتی را به صورت آنلاین خریداری کرده‌اند، در پورتلند، اورگان زندگی می‌کنند و برای محصولات تجارت منصفانه ارزش قائل هستند.

خب، حالا بیایید در مورد اینکه چرا هدف گذاری برای موفقیت بسیار مهم است صحبت کنیم.

قدرت هدف گیری

بسیاری از مردم بر این باورند که ریختن یک تور پهن بهترین راه برای صید بیشتر ماهی است.

 

اما موفق ترین ماهیگیران می دانند که چه نوع ماهی را از قبل می خواهند صید کنند. آنها با در نظر گرفتن این اندازه خاص از ماهی، تور می سازند. و آنها دقیقا می دانند که این ماهی ها را کجا پیدا کنند، و چه زمانی تورهای خود را به صورت استراتژیک برای گرفتن آنها مستقر کنند.

به همین دلیل است که تبلیغات هدفمند به طور متوسط ​​تقریباً دو برابر بیشتر از تبلیغات غیر هدفمند مؤثر هستند.

شناسایی بازارهای هدف و مخاطبان هدف به وضوح تعریف شده، مانند یک ذره بین عمل می کند که پرتوهای خورشید را متمرکز می کند.

الیزابت گاردنر گفت: «دادن پیام هدفمند به یک مادر دو فرزند کارگر طبقه متوسط ​​35 ساله سخت است. بسیار ساده‌تر است که پیامی را برای مادری که دو فرزند زیر چهار سال دارد، به عنوان یک وکیل حقوقی کار می‌کند و همیشه به دنبال شام‌های سریع اما سالم و راه‌هایی برای صرف وقت بیشتر با بچه‌هایش و زمان کمتری برای کارهای خانه است، هدف قرار دهد.»

 

با یک بازار هدف به وضوح تعریف شده، هر جزئیات یک محصول یا خدمات می تواند کاملاً متناسب با نیازها و خواسته های آنها باشد. این منجر به مشتریان فوق العاده راضی و بازخورد بسیار مثبت می شود.

به دنبال مناسب ترین مشتریان خود باشید.
به دنبال مناسب ترین مشتریان خود باشید.

بعلاوه، با داشتن یک مخاطب هدف کاملاً تعریف شده، تمام جزئیات یک کمپین بازاریابی می‌تواند کاملاً متناسب با علایق، احساسات و دیدگاه‌های جهانی آن‌ها طراحی شود.

 

اگر بدانید چگونه پیام های بازاریابی ایجاد کنید که واقعاً با مخاطبان هدف شما طنین انداز شود، به نرخ تبدیل بالاتری دست خواهید یافت و برند قدرتمندتری خواهید ساخت.

 

زیرا همانطور که هاوارد گوسیج الهام گرفته از افراد دیوانه در زندگی واقعی گفت: «هیچ کس تبلیغات را نمی خواند. مردم آنچه را که به آنها علاقه دارد می خوانند. گاهی اوقات، این یک تبلیغ است.»

یک رمان خوب فقط از مرزهای بازار هدف خود فراتر نمی رود - بلکه چیزی در مورد بازارهای هدف نمی داند.

جولیانا باگوت

اما این همه چیز نیست. Ray Velez، مدیر ارشد فناوری Razorfish، گفت: هدف‌یابی بازاریابان را قادر می‌سازد تا «از حجم عظیم داده‌هایی که عصر دیجیتال روشن کرده است برای دریافت نتایج بهتر از بازاریابی دیجیتال استفاده کنند». و این داده ها گسترده است.فقط باید پنج دقیقه برای ایجاد یک تبلیغ فیس بوک وقت بگذارید تا از قابلیت های هدف گذاری ابزارهای بازاریابی دیجیتال امروزی شگفت زده شوید. بنابراین چگونه می توانید از این قدرت استفاده کنید؟

تارگت مارکت و فروش محصول

شناسایی بازار هدف به همراه برنامه‌ریزی برای تولید، توزیع، تعیین قیمت و ارتقاء جزء ضروری برنامه توسعه محصول است. تارگت مارکت عوامل مهمی را در مورد خود محصول تعیین می‌کند. یک شرکت ممکن است برای جذب مخاطبان بازار هدف خود، تغییری در روند تولید و عرضه محصول بدهد؛ به عنوان مثال کم کردن قند موجود در نوشابه‌های یک شرکت.

همانطور که فروش محصولات یک شرکت رشد می‌کند، نیاز است که تارگت مارکت خود  را در سطح بین المللی گسترش دهد. درواقع گسترش بین المللی به یک شرکت اجازه می‌دهد تا به زیر مجموعه وسیع تری از مشتریان خود در سایر مناطق جهان دست یابد.

علاوه بر این، ورود به تارگت مارکت بین‌المللی این امکان را برای یک کسب و کار فراهم می‌سازد که آن دسته از محصولاتش را که در بازار جذابیت بیشتری برای مخاطبانش دارد شناسایی و تولید آن را افزایش دهد. گسترش تارگت مارکت یک فرصت درآمدی است که ارزش سرمایه گذاری را دارد.

چگونه بازار هدف خود را شناسایی کنیم

اکنون که دقیقاً متوجه شدید بازارهای هدف و مخاطبان هدف چیست، بیایید ببینیم چگونه می‌توانید بخش‌هایی از بازار را که باید هدف قرار دهید، کشف کنید.

مرحله ۱: مزایای کلیدی کسب و کار شما را شناسایی کنید

این را درست انجام دهید و بازار هدف ایده آل شما باید خودش را نشان دهد. با نتیجه نهایی که می خواهید ایجاد کنید شروع کنید: برآوردن نیازها و خواسته های مشتریان. فیلیپ کاتلر می‌گوید: «بازاریابی معتبر، هنر فروش چیزی نیست که می‌سازید، بلکه این است که بدانید چه چیزی بسازید. “این هنر شناسایی و درک نیازهای مشتری و ایجاد راه حل هایی است که رضایت مشتریان، سود برای تولیدکنندگان و منافع برای ذینفعان فراهم می کند.” شما باید بتوانید به این سوالات خیلی واضح پاسخ دهید: چه مشکلی را حل می کنید؟چه نیازی را برآورده می کنید؟و چه آرزویی را برآورده می کنید؟همانطور که تئودور لویت، اقتصاددان و استاد دانشگاه هاروارد می گوید: «مردم نمی خواهند مته یک چهارم اینچی بخرند. آنها می خواهند یک سوراخ ربع اینچی بخرند.»

بنابراین کاری که انجام می‌دهید یا چگونه آن را انجام می‌دهید، تعریف نکنید، مانند «ما تجهیزات ورزشی خانگی را به صورت آنلاین می‌فروشیم». 

استراتژی های بازار هدف خود را مشخص کنید.
استراتژی های بازار هدف خود را مشخص کنید.

در عوض، مشخص کنید که چه نتایجی برای مشتریان خود فراهم می‌کنید، مانند: «ما به افراد کمک می‌کنیم وزن خود را کاهش دهند و تناسب اندام داشته باشند، که به بهبود احساس اعتماد به نفس و توانمندی آنها کمک می‌کند. به علاوه، ما به آنها کمک می‌کنیم این کار را در خانه‌های خود انجام دهند، جایی که احساس خودآگاهی نکنند، با استفاده از تجهیزات ورزشی که می‌توانند به راحتی آنلاین بخرند.» یک مثال عالی از شرکتی که مزایای یک محصول را به جای ویژگی ها می فروشد، اولین تبلیغ آی پاد است. ویژگی اصلی آی پاد این بود که می توانست 1 گیگابایت فایل MP3 را ذخیره کند. اما اپل این ویژگی را تبلیغ نکرد. در عوض، آنها مزایایی را که این ویژگی ارائه می‌کند برجسته کردند: “1000 آهنگ در جیب شما.”

هنگامی که به وضوح مزایای کاری را که انجام می دهید شناسایی کردید، باید کاملاً واضح باشد که چه کسی بیشتر به محصول یا خدمات شما نیاز دارد.

در مثال اپل، بازار هدف بدیهی است که اولین پذیرندگان فناوری جدید هستند، کسانی که مجموعه موسیقی بزرگی دارند و عاشق گوش دادن به موسیقی در حال حرکت هستند.

از اینجا، اپل می‌تواند با آزمایش محصول با گروه‌های کوچک‌تری از افراد که با این پارامترهای اساسی مطابقت دارند، بازار هدف خود را عمیق‌تر کند.

نیازها یا خواسته های چه کسانی را برآورده می کنید؟

آیا به مردان میانسال دارای اضافه وزن کمک می کنید تا وزن کم کنند؟ آیا به افراد مسن کمک می کنید تا باغ های خود را حفظ کنند؟ آیا با وسایل آشپزی به پدر جوان کمک می کنید تا در وقت خود در آشپزخانه صرفه جویی کند؟

 

مرحله 2: بازار هدف خود را اصلاح کنید

در این مرحله، شما باید درک اولیه ای از اینکه محصول یا خدمات شما از چه کسانی سود می برد داشته باشید. از اینجا، باید بخشی از بازاری را که قصد دارید هدف گذاری کنید، محدود کنید.

درک کنید که چرا متفاوت هستید و چگونه کمک می کنید، بازار هدف خود را بشناسید، و به آنها چیزی بدهید که ممکن است حتی متوجه نباشند از دست داده اند.

کریس موری

تا حد ممکن دقیق باشید. ابتدا دموگرافیک بازار هدف خود را مشخص کنید. جمعیت شناسی صرفاً بخش خاصی از جمعیت است. شما می توانید بازار هدف خود را با استفاده از مشخصات جمعیتی مانند سن، موقعیت مکانی، جنسیت، وضعیت تاهل یا خانوادگی، شغل، سطح درآمد، سطح تحصیلات و غیره تقسیم بندی کنید. در مرحله بعد، روانشناسی افرادی را که بیشترین سود را از محصول یا خدمات شما می برند، شناسایی کنید. روان‌شناسی ویژگی‌های روان‌شناختی مصرف‌کنندگان است، مانند نگرش‌ها، ارزش‌ها، علایق، سبک زندگی و رفتار و غیره. هنگامی که این کار را انجام دادید، باید شخصیت خریدار را به وضوح تعریف کرده باشید. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد ایجاد پرسونای خریدار، راهنمای Shopify در مورد “چگونه شخصیت های خریدار برای بازاریابی بهتر بسازیم” را بررسی کنید. 

 

مرحله 3: هدفمند بمانید

این شاید سخت ترین بخش این فرآیند باشد. اجتناب از فرضیات می تواند بسیار دشوار باشد. علاوه بر این، بسیاری از افراد ناخواسته اطلاعات را به گونه‌ای جستجو، یادآوری و تفسیر می‌کنند که باورها یا فرضیه‌های قبلی آنها را تأیید کند. به این تعصب تایید می گویند. اگر مراقب نباشید، این سوگیری می‌تواند هر تلاشی را که برای تعریف واضح بازار هدف و مخاطب هدف خود انجام می‌دهید کاملاً از مسیر خارج کند که به نوبه خود می‌تواند برای کسب‌وکار شما فاجعه‌آمیز باشد. و این همیشه اتفاق می افتد. در واقع، بر اساس CB Insights، 42 درصد از استارت آپ ها نه به دلیل کمبود بودجه، بلکه به دلیل کمبود نیاز بازار شکست می خورند.

به عبارت دیگر، آنها شکست می خورند زیرا کارآفرینانی که پشت سر آنها قرار دارند بسیار مشتاق محصول یا خدمات خود هستند، آنها فراموش می کنند که تأیید کنند که آیا واقعاً نیازی به آن در بازار وجود دارد یا خیر.

اشتباه دیگری که کسب‌وکارها مرتکب می‌شوند این است که تحقیقات زیادی انجام می‌دهند، اما آزمایش واقعی ندارند.

تحقیق آینده نگر است. آزمایش اثبات است.

مهم نیست که چند نفر به شما می گویند که از محصول یا خدمات شما استفاده خواهند کرد. و حتی مهم نیست که چند نفر می گویند که محصول یا خدمات شما را می خرند.

فقط مهم است که چند نفر واقعاً محصول یا خدمات شما را خریداری می کنند.

بنابراین از مردم نپرسید که آیا محصول شما را دوست دارند یا آن را می‌خرند. یک MVP (حداقل محصول قابل دوام) ایجاد کنید و آن را همانجا به آنها بفروشید.

این تنها راه برای اطمینان از وجود نیاز واقعی بازار است.

خط پایانی: فرض کنید هیچ بازار هدفی به تجارت، نام تجاری، محصولات یا خدمات شما اهمیت نمی دهد، مگر اینکه خلاف آن به طور قطعی ثابت شود.

 

مرحله 4: بخش های بازار خود را ارزیابی کنید

اکنون که بینش واقعی در مورد اینکه قصد دارید به چه کسانی بفروشید دارید، باید بررسی کنید که این بازار ارزش ارائه خدمات را دارد.

این سوالات را از خود بپرسید:

آیا افراد کافی در بازار هدف برای حفظ کسب و کار ما وجود دارد؟

آیا این بخش از بازار پولی برای خرید محصول یا خدمات ما دارد؟

آیا آنها بارها و بارها خرید خواهند کرد یا مجبور خواهیم شد دائماً مشتریان جدید را ببندیم؟

آیا رقابت زیادی برای این بخش از بازار وجود دارد؟

اگر وجود ندارد، چرا اینطور است؟

اگر وجود دارد، چه چیزی ما را از رقبا جدا می کند – چرا مشتریان باید از ما خرید کنند؟

این بازار هدف چقدر در دسترس است؟

یک بار دیگر، تحقیق فقط می تواند شما را تا این جا پیش ببرد. برای پاسخ قطعی به این سؤالات، باید آزمایش‌های واقعی را ایجاد کنید که در آن واقعاً با بازار هدف آینده خود درگیر شوید.

بازاریابی B2B میتواند عامل موفقیت شما در کسب و کارتان باشد

نحوه تقسیم بندی بازار هدف

تقسیم تارگت مارکت به بخش‌های مختلف به سادگی تقسیم جمعیت به گروه‌هایی است که با ویژگی‌های کلیدی قابل اندازه‌گیری هستند. این موارد شامل جنسیت، سن، سطح درآمد، نژاد، تحصیلات، مذهب، وضعیت تأهل و موقعیت جغرافیایی است.

مصرف کنندگان با جمعیت یکسان تمایل به ارزش گذاری محصولات و خدمات مشابه دارند؛ به همین دلیل است که محدود کردن محصولات به هر کدام از این بخش‌ها یکی از مهم ترین عوامل برای تعیین بازارهای هدف است.

برای مثال، افرادی که در گروه درآمد بالاتری قرار می‌گیرند ممکن است به‌جایDunkin’ Donuts، قهوه‌ی خود را از استارباکس بخرند. شرکت‌های مادر هر دوی این برندها باید بدانند تا تصمیم بگیرند شعبه‌های خود را در کجا تاسیس کنند و محصولات خود را در کجا عرضه کنند؛ چرا که مصرف‌کنندگان متفاوت خواهند بود. در ادامه برخی از معیارهای تفکیک تارگت مارکت را به اختصار بررسی می‌کنیم.

نکته‌حائز اهمیت در این زمینه این است که یک کسب و کار ممکن است بیش از یک تارگت مارکت داشته باشد، یک بازار هدف اولیه که تمرکز اصلی است و یک بازار هدف ثانویه که آنقدر بزرگ نیست؛ اما همچنان پتانسیل رشد دارد. تبلیغات اسباب بازی به طور مستقیم برای کودکان هدف قرار می گیرد. والدین آن ها بازار ثانویه هستند.

در پایان…

بازارهای هدف و مخاطبان هدف به وضوح تعریف شده برای موفقیت بلندمدت هر کسب و کاری حیاتی هستند.

بنابراین، تلاش کنید تا بفهمید کسب و کار شما به چه کسانی خدمات می‌دهد و چرا باید به آنها اهمیت دهند. و به یاد داشته باشید که تنها راه واقعی برای دانستن اینکه چه کسی را باید هدف قرار دهید، آزمایش است.

هنگامی که بازار هدف خود را مشخص کردید، اطمینان حاصل کنید که محصولات یا خدمات شما نیازها یا خواسته های آنها را برآورده می کند. سپس مخاطبان هدف خود را مشخص کنید – گروه خاصی که قصد دارید پیام بازاریابی خود را به آن هدف قرار دهید.

به یاد داشته باشید، انداختن شبکه گسترده حکم اعدام یک تجارت کوچک است. پس خاص باش

یک مزیت کلیدی که کسب و کار شما برای مصرف کنندگان فراهم می کند چیست؟

پاسخ به سوالات متداول درباره بازارهدف یا تارگت مارکت

بازار هدف یک بخش مشخص و تعریف شده از مصرف کنندگان است که یک شرکت قصد دارد با محصولات یا خدمات خود به آنها خدمت کند.

این بازار هدف را می توان با مواردی مانند جغرافیا، جمعیت شناسی و روانشناسی تقسیم بندی کرد.

شناسایی بازارهای هدف و مخاطبان هدف به وضوح تعریف شده مانند یک ذره بین عمل می کند که پرتوهای خورشید را متمرکز می کند.

تیم تولید محتوای گروه مشاوران غزال

این مقاله به کوشش صابره براتعلی و دیگر اعضای گروه مشاوران غزال تولید شده است. تک‌تک ما تلاش داریم اثری مثبت بر روی کسب و کارها داشته باشیم.

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در pinterest
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
نوشته های مرتبط

خبرنامه غزال

با عضویت در خبرنامه غزال، در زمینه رشد کسب و کارتان هر هفته یک ایمیل مفید دریافت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.