نقش تصمیم گیری مدیران در موفقیت کسب و کار

تصمیم گیری از اون مهارتهای مهمه که باید هر مدیر یا حتی هر فردی خوب بلد باشه و روش کار کنه . مخصوصا مدیر باشی و این تصمیم کل بیزینست را تحت تاثیر قرار بده... سیر تا پیاز موضوع تصمیم گیری تو این درس اومده...
تصمیم گیری گروه مشاوران غزال

آنچه در این مقاله می‌خوانید ...

فرآیند تصمیم‌گیری مجموعه‌ای از گام‌هاییه که یک فرد برای تعیین بهترین گزینه یا مسیر عمل برای رفع نیازهای خودش انجام می‌ده. در زمینه کسب و کار، مجموعه ای از مراحله که توسط مدیران یک شرکت برای تعیین مسیر برنامه ریزی شده برای ابتکارات تجاری و انجام اقدامات خاص انجام می شود. در حالت ایده آل، تصمیمات تجاری مبتنی بر تجزیه و تحلیل حقایق عینی است که با استفاده از هوش تجاری (BI) و ابزارهای تحلیلی کمک می کند. در این مقاله می خوایم به طور کامل تصمیم گیری، اهمیتش و اصول تصمیم گیری را بهت توضیح بدیم. 

در هر موقعیت تجاری، جهت گیری های متعددی وجود دارد که در آن می توان یک استراتژی یا یک ابتکار عمل کرد. تنوع گزینه‌ها برای سنجش و حجم تصمیم‌هایی که باید به‌طور مستمر، به‌ویژه در سازمان‌های بزرگ گرفته شوند اجرای یک فرآیند تصمیم‌گیری مؤثر را به عنصری حیاتی در مدیریت عملیات تجاری موفق تبدیل می‌کند.

اصول تصمیم گیری فرصا فقط در سازمانها مهم نیست هر فردی مهم است که بتواند در شرایط مختلف توانایی تصمیم گیری داشته باشد. بیایید یک داستان را بررسی کنیم

داستان تجربه مریم از دشواری هایی که در یک تصمیم گیری داشت را می خواهم بگویم. مریم ایده ای برای راه اندازی کسب و کار شخصی اش داشت. زمان تصمیم گیری و اقدام فرا رسیده بود. مریم برای تصمیم به شروع اقدام های اولیه برای راه اندازی کسب و کارش یک مشکل اساسی داشت، او اطلاغات کافی برای تصمیم گیری را نداشت. به این دلیل که مریم هنوز کارش را شروع نکرده و تجربه اولش در راه اندازی کسب و کار بود. مریم می دانست چون اول راه است نمی تواند ابهام را کامل برطرف کند اما با بررسی بازار و روند صنعت تلاش کرد تا حد امکان اطلاعات خود را بالا ببرد. همچنین داستان موفقیت و شکست کارآفرینان موفق را بررسی کرد و تلاش کرد با ببرسی نمونه کسب و کارهای مشابه تا حد امکان اطلاعات خودش را بالا ببرد. مریم کسب و کارش را راه اندازی کرد. پس از گذشت یک سال جذب سرمایه انجام  دداد. در ابتدای این اقدام بسیار خوشنود بود اما با گذشت زمان به این دلیل که سرمایه گذار بخشی از حق تصمیم گیری را داشت و سهامدار شده بود تصمیم گیری ها برای مریم دشوارتر شد. مریم با صحبت با افراد تصمیم گیرنده جدید و استفاده از نظریات و تجربیات آنها و تحقیق و بررسی های بیشتر و استفاده از نظرات مشاورین تلاش کرده تصمیمات بهینه تری بگیرد و تهدید را تبدیل به فرصت کرد.

حال با هم ببنیم چگونه مانند مریم بتوانیم بخوبی تصمیم بگیریم. با ما همراه باشید.

مقاله های توسعه فردی

تعریف تصمیم گیری

اکثر نویسندگان مدیریت فکر می کنند که مدیریت اساساً یک فرآیند تصمیم گیری است.

آنها استدلال می کنند که تنها از طریق اصول تصمیم گیری است که یک سازمان می تواند اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را محقق کند.

تصمیم، عمل انتخاب یک عمل از چندین گزینه است.

تصمیم گیری را می توان به عنوان فرآیند انتخاب یک اقدام صحیح و مؤثر از بین دو یا چند گزینه به منظور دستیابی به نتیجه مطلوب تعریف کرد. تصمیم گیری جوهر مدیریت است.

به گفته پیتر دراکر “هر کاری که یک مدیر انجام می دهد از طریق اصول تصمیم گیری انجام می دهد.” کلیه امور مربوط به برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، هماهنگی و کنترل توسط مدیران از طریق تصمیماتی که در عمل توسط اپراتورهای شرکت اجرا می شود حل و فصل می شود. اهداف، استراتژی‌ها، خط ‌مشی‌ها و طرح‌های سازمانی همه باید به منظور تنظیم عملکرد کسب‌وکار تصمیم‌گیری شوند.

کل فرآیند مدیریت بر تصمیمات استوار است. هم برای مقابله با مشکلات و هم برای استفاده حداکثری از فرصت های موجود، تصمیم گیری لازم است. تصمیمات صحیح پیچیدگی ها، عدم قطعیت ها و تنوع محیط های سازمانی را کاهش می دهد.

جورج تری تصمیم گیری را «به عنوان انتخاب یک جایگزین رفتار از دو یا چند گزینه ممکن» تعریف می کند.

«تصمیم یک عمل انتخابی است که در آن یک مجری در مورد آنچه باید در یک موقعیت معین انجام شود نتیجه گیری می کند. یک تصمیم نشان دهنده رفتاری است که از بین تعدادی گزینه انتخاب شده است.»

تعریف تصمیم گیری دارای سه مفهوم متفاوت اما مرتبط با یکدیگر است.

این موارد به شرح زیر است:

  1. هنگامی که مدیران تصمیم می گیرند، انتخاب می کنند. آنها بر اساس برخی منطق یا قضاوت آگاهانه و عمدی تصمیم می گیرند که چه کاری انجام دهند.
  2. هنگام تصمیم گیری مدیران با گزینه های جایگزین مواجه می شوند. یک سازمان زمانی که انتخاب های احتمالی دیگری وجود ندارد، یک مدیر عاقل را برای تصمیم گیری انتخاب نمی کند. ارزیابی چندین گزینه و انتخاب بهترین آنها به خرد و تجربه نیاز دارد.
  3. هنگام تصمیم گیری، مدیران هدف دارند. آنها مسیرهای عمل جایگزین را پیشنهاد و تجزیه و تحلیل می کنند و در نهایت انتخابی را انجام می دهند که احتمالاً سازمان را در جهت اهدافش حرکت می دهد.
فرآیند تصمیم گیری گروه مشاوران غزال

اهمیت تصمیم گیری

مدیریت اساسا مجموعه ای از فرآیند تصمیم گیری است. مدیران یک شرکت مسئول اصول تصمیم گیری و اطمینان از اینکه تصمیمات اتخاذ شده مطابق با اهداف یا اهداف تعریف شده انجام می شود، هستند.

تصمیم گیری نقش حیاتی در مدیریت دارد. اصول تصمیم گیری شاید مهمترین جزء فعالیت های یک مدیر باشد. مهمترین نقش را در فرآیند برنامه ریزی ایفا می کند. هنگامی که مدیران برنامه ریزی می کنند، در مورد بسیاری از مسائل تصمیم می گیرند که سازمان آنها چه اهدافی را دنبال می کند، از چه منابعی استفاده می کنند و چه کسی هر کار مورد نیاز را انجام می دهد.

هنگامی که برنامه ها اشتباه می شوند یا از مسیر خارج می شوند، مدیران باید تصمیم بگیرند که برای اصلاح انحراف چه کاری انجام دهند.

در واقع، کل فرآیند برنامه ریزی، مدیران را دائماً در یک سری موقعیت های تصمیم گیری درگیر می کند. کیفیت تصمیمات مدیریتی تا حد زیادی بر اثربخشی برنامه های انجام شده توسط آنها تأثیر می گذارد. در فرآیند سازماندهی، مدیر باید در مورد ساختار، تقسیم کار، ماهیت مسئولیت و روابط، نحوه ایجاد چنین مسئولیت و رابطه و غیره تصمیم گیری کند.

در هماهنگی، تصمیم گیری برای ایجاد وحدت عمل ضروری است. در کنترل، باید تصمیم بگیرد که استاندارد چگونه تنظیم شود، چگونه انحرافات از استاندارد اصلاح شود، اصول چگونه باید تعیین شود که دستورالعمل ها چگونه باید صادر شوند و غیره.

توانایی تصمیم گیری خوب، کلید عملکرد مدیریتی موفق است. مدیران اکثر شرکت‌های سودجو همواره ملزم به اتخاذ طیف وسیعی از تصمیمات مهم در زمینه‌های قیمت‌گذاری، انتخاب محصول، کنترل هزینه، تبلیغات، سرمایه‌گذاری، سیاست تقسیم سود، مسائل پرسنلی و غیره هستند.  نگرانی های سودجویی و شرکت های دولتی نیز با چالش تصمیم گیری های حیاتی در مورد بسیاری از موضوعات مهم روبرو هستند.

اصول تصمیم گیری نیز معیاری است برای اینکه فرد در مدیریت باشد یا نه. اگر در تصمیم گیری شرکت کند، به عنوان متعلق به کارکنان مدیریت تلقی می شود. به قول جورج تری: “اگر یک نشانه جهانی از یک مدیر وجود داشته باشد، آن تصمیم گیری است.”

هر کاری که یک مدیر انجام می دهد، از طریق تصمیم گیری انجام می دهد. پیتر دراکر

در هر کسب و کاری، چه بزرگ و چه کوچک، شرایط هرگز ثابت نیست، آنها به طور ادراکی پویا هستند. تغییر در شرایط یک قانون معمول است. چنین وضعیتی مستلزم اقداماتی است که مستلزم تصمیم گیری است.

بنابراین، اصول تصمیم گیری عمیقاً با کارکردهای مدیریت مرتبط است و هر دو به طور جدایی ناپذیری با هم مرتبط هستند. زمانی که یک مدیر برنامه‌ریزی می‌کند یا سازمان‌دهی می‌کند، دستور می‌دهد یا توصیه می‌کند، تأیید یا رد می‌کند، باید با فرآیند تصمیم‌گیری حرکت کند. در تمام کارکردهای مدیریتی، اصول تصمیم گیری همراهی ضروری است.

۱۰ اصل تصمیم گیری:

تصمیم موثر شامل دو جنبه مهم است هدفی که برای آن در نظر گرفته شده است و موقعیت محیطی که در آن اتخاذ می شود. اگر این جنبه ها نادیده گرفته شوند، حتی بهترین تصمیم ممکن است بی اثر شود. زیرا در تصمیم گیری زنجیره های درونی و بیرونی زیادی از واکنش های اجتناب ناپذیر وجود دارد.

این اصول تصمیم گیری به شرح زیر بیان شده است:

  1. موضوع تصمیم گیری

مسائل یا مشکلات تصمیم گیری ممکن است به گروه هایی متشکل از مسائل برنامه ریزی شده و غیر برنامه ریزی شده تقسیم شوند. مسائل برنامه‌ریزی‌شده، به‌دلیل ماهیت و تکراری بودن، به راحتی قابل تعریف هستند و به همین دلیل نیازمند راه‌حل ساده و آسان هستند. بنابراین، اصول تصمیم‌گیری در چنین مشکلات برنامه‌ریزی‌شده‌ای اثر مستمر دارد. اما در مسائل برنامه‌ریزی نشده، اثر مستمری وجود ندارد، زیرا غیر تکراری، غیر معمول و بدیع هستند. هر رویدادی در چنین مسائلی مستلزم توجه و تحلیل فردی است و با توجه به ویژگی ها و شرایط خاص آن باید به تصمیم آن رسید.

تصمیم گیری مدیران مشاوران غزال
مسائل و مشکلات به دو نوع برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده تقسیم بندی میشوند
  1. ساختار سازمانی

ساختار سازمانی که نقش مهمی در اصول تصمیم گیری دارد، باید به راحتی درک شود. اگر ساختار سازمانی سفت و سخت و بسیار متمرکز باشد، اختیارات تصمیم گیری محدود به سطح مدیریت عالی خواهد بود. این ممکن است منجر به تأخیر و اشتباه در تصمیم گیری شود و باعث ایجاد سوء ظن در بین کارکنان شود.

در مقابل، اگر ساختار سازمانی زمینه ای را برای تفویض اختیار و تمرکززدایی کافی فراهم کند، اصول تصمیم گیری منعطف خواهد بود و مرجع تصمیم گیری نزدیک به مراکز عملیاتی خواهد بود. در چنین شرایطی، تصمیم گیری سریع و موثرتر و قابل قبول تر خواهد بود.

  1. تحلیل اهداف و سیاست ها

تجزیه و تحلیل مناسب از اهداف و سیاست ها برای اصول تصمیم گیری مورد نیاز است. تعریف روشن اهداف و سیاست ها مبنایی است که جهت تصمیم گیری را هدایت می کند. بدون این مبنا، تصمیم گیری بی هدف و بی ثمر خواهد بود.

برنامه ریزی فروش
هدف‌ گذاری در کسب ‌و کار

این مطلب را هم مطالعه کنید

  1. مطالعه تحلیلی گزینه های جایگزین

برای تصمیم‌گیری، مطالعه تحلیلی همه گزینه‌های ممکن یک مشکل با محاسن و معایب آنها ضروری است. این برای انتخاب صحیح تصمیم از بین گزینه ها ضروری است.

  1. سیستم ارتباطی مناسب

اصول تصمیم‌گیری مؤثر مستلزم وجود ماشینی برای ارتباط صحیح اطلاعات به کلیه مراکز مسئولیت سازمان است. تا زمانی که این ساختار ایجاد نشود، ناآگاهی از تصمیم منجر به سوء تفاهم و هماهنگی ضعیف می شود.

  1. زمان کافی

تصمیم گیری موثر مستلزم زمان کافی است. این یک موضوع تجربه رایج است که معمولاً فکر کردن در مورد ایده ها و احتمالات مختلف یک مشکل به منظور شناسایی و ارزیابی صحیح آن مفید است. اما در هیچ موردی نمی توان تصمیم گیری را برای مدت نامحدود به تعویق انداخت، بلکه باید خیلی زودتر از تاریخ های تعیین شده تکمیل شود.

  1. مطالعه تأثیر یک تصمیم

اصول تصمیم گیری برای تحقق اهداف سازمان در نظر گرفته شده است. یک تصمیم در هر زمینه خاص ممکن است در سایر حوزه های سازمان واکنش نامطلوبی داشته باشد. از آنجایی که تمام فعالیت های تجاری به هم مرتبط هستند و نیاز به هماهنگی دارند، لازم است مطالعه و تحلیل تأثیر هر تصمیمی مقدم بر اعمال آن باشد.

  1. مشارکت تصمیم گیرنده

تصمیم گیرنده نباید تنها ناظر باشد، در حالی که دیگران مطابق تصمیم او عمل خواهند کرد. او همچنین باید در تکمیل کاری که برای آن تصمیم گرفته شده است شرکت کند. این تجربه به او در اصول تصمیم گیری در آینده کمک خواهد کرد. اصل مشارکت در کار تصمیم گیرنده او را قادر می سازد تا عملی بودن تصمیم اتخاذ شده را درک کند و همچنین او را در امور تصمیم گیری آینده راهنمایی می کند.

برنامه ریزی فروش
کار تیمی

این مطلب را هم مطالعه کنید

  1. انعطاف پذیری ذهن

این در اصول تصمیم گیری ضروری است، زیرا تصمیمات نمی توانند همه را راضی کنند. تنظیم ذهنی سفت و سخت تصمیم گیرنده ممکن است تصمیمات را بر هم بزند. گرایش ذهنی منعطف تصمیم گیرنده او را قادر می سازد تا تصمیم خود را تغییر دهد و بر همکاری همه گروه های مختلف پیروز شود.

  1. بررسی زنجیره اقدامات

در تمام فعالیت های هر سازمانی یک رابطه زنجیره ای وجود دارد. فعالیت های مختلف در یک توالی زنجیره ای گره خورده اند. هر تصمیمی برای تغییر یک اثر خاص باعث تغییر در سایر آثار مرتبط نیز می شود. به همین ترتیب، تصمیم‌گیری نیز به دنبال زنجیره عمل در فعالیت‌های مختلف پیش می‌رود. بنابراین قبل از تصمیم گیری باید رابطه زنجیره ای بین فعالیت های مختلف را در نظر گرفت.

چالش های موجود در فرآیند تصمیم گیری

ایجاد تعادل بین رویکردهای داده محور و شهودی برای تصمیم گیری، دشوار است. مدیران و مدیران اجرایی ممکن است در مورد اتکا به داده‌هایی که برخلاف شهود آنها در اصول تصمیم‌گیری است، شک داشته باشند یا احساس کنند که تجربه و دانش آن‌ها نادیده گرفته شده یا به طور کامل نادیده گرفته می‌شود. در نتیجه، ممکن است در طول فرآیند تصمیم‌گیری، یافته‌های هوش تجاری (business intelligence)و ابزارهای تحلیلی را به عقب برگردانند.

همراه کردن همه با تصمیمات تجاری نیز می تواند یک چالش باشد، به خصوص اگر فرآیند تصمیم گیری شفاف نباشد و تصمیمات به خوبی برای طرف های تحت تأثیر در یک سازمان توضیح داده نشود. این امر مستلزم توسعه یک طرح برای برقراری ارتباط در مورد تصمیمات در داخل، به علاوه یک استراتژی مدیریت تغییر برای مقابله با اثرات تصمیمات است.

همچنین می‌توان از مدل‌های اصول تصمیم‌گیری برای اجتناب از این چالش‌های مختلف با ایجاد فرآیندی ساختاریافته و شفاف استفاده کرد.

تصمیم گیری

مدل تصمیم گیری چیست؟

مدل تصمیم گیری سیستم یا فرآیندی است که افراد می توانند از آن پیروی کنند یا از آن تقلید کنند تا اطمینان حاصل کنند که بهترین انتخاب را از بین گزینه های مختلف انجام می دهند. یک مدل با ارائه دستورالعمل هایی برای کمک به کسب و کارها برای رسیدن به یک نتیجه سودمند، فرآیند تصمیم گیری را آسان تر می کند.

مدل‌های اصول تصمیم گیری همچنین فرآیند تصمیم‌گیری را برای همه افراد درگیر، از جمله همه مدیران، ذینفعان و کارمندان قابل مشاهده و به راحتی قابل انتقال می‌سازد. آنها می توانند برای اهداف مختلف در بخش ها، مشاغل و صنایع مورد استفاده قرار گیرند، اما به ویژه هنگام انتخاب فروشندگان نرم افزار یا ابزارهای جدید، انتخاب دوره های جدید اقدام یا هنگام اجرای تغییراتی که بر تعداد زیادی از افراد تأثیر می گذارد، مفید هستند.

انواع مدل های تصمیم گیری

انواع متداول مدل های تصمیم گیری عبارتند از:

مدل های منطقی تصمیم گیری محبوب ترین نوع مدل است. این مدل بر فهرست کردن تا حد امکان راه های جایگزین تمرکز دارد. هنگامی که همه گزینه ها مطرح شدند، می توان آنها را ارزیابی کرد تا مشخص شود که کدام بهترین است. این مدل‌ها معمولاً دارای مزایا و معایب برای هر انتخاب هستند و گزینه‌ها به ترتیب اهمیت آنها فهرست شده‌اند.

یک مدل تصمیم گیری منطقی معمولاً شامل مراحل زیر است:

  • مشکل یا فرصت را شناسایی کنید.
  • معیارهای تصمیم را تعیین و وزن کنید.
  • تمام اطلاعات مرتبط را جمع آوری و سازماندهی کنید.
  • وضعیت را تحلیل کنید.
  • گزینه های مختلف را توسعه دهید.
  • همه گزینه ها را ارزیابی کنید و به هر کدام یک مقدار اختصاص دهید.
  • تصمیم بگیرید که کدام گزینه بهترین است.
  • تصمیم را اجرا کنید.
  • تصمیم را ارزیابی کنید.

مدل های بصری. این مدل‌های تصمیم‌گیری بر این تمرکز دارند که هیچ منطق یا دلیل واقعی برای فرآیند تصمیم‌گیری وجود ندارد. در عوض، این فرآیند توسط دانش درونی  یا شهود  در مورد اینکه گزینه مناسب چیست، دیکته می شود. با این حال، مدل‌های شهودی تنها بر اساس احساسات درونی نیستند. آنها همچنین به تشخیص الگو، تشخیص شباهت و اهمیت یا برجستگی گزینه نگاه می کنند.

 

شناسایی مدل های اولیه. این مدل ها ترکیبی از تصمیم گیری منطقی و شهودی هستند. عنصر تعیین کننده آن این است که تصمیم گیرنده به جای سنجیدن همه آنها فقط یک گزینه را در نظر می گیرد.

فرآیند تصمیم گیری اولیه شناسایی شامل موارد زیر است:

  • شناسایی مشکل، شامل تمام ویژگی های آن، نشانه های مشکل، انتظارات و اهداف تجاری.
  • فکر کردن از طریق طرح و انجام یک شبیه سازی ذهنی برای دیدن اینکه آیا کار می کند و چه تغییراتی ممکن است مورد نیاز باشد.
  • اگر طرح رضایت بخش به نظر برسد، تصمیم نهایی گرفته می شود و طرح اجرا می شود.

در مدل‌های اولیه شناسایی، تنها در صورتی که طرح اولیه نتایج مورد نظر را به همراه نداشته باشد، روش‌های عمل جایگزین در نظر گرفته می‌شوند. میزان موفقیت این مدل با تجربه و تخصص یک فرد مرتبط است.

مدل های خلاقانه در این مدل اصول تصمیم گیری، کاربران اطلاعات و بینش هایی را در مورد مشکل جمع آوری می کنند و ایده های اولیه را برای راه حل ایجاد می کنند. سپس، تصمیم گیرنده وارد یک دوره نهفتگی می شود که در آن فعالانه به گزینه ها فکر نمی کند. در عوض، آنها به ناخودآگاه خود اجازه می دهند تا این فرآیند را در دست بگیرد و در نهایت آنها را به یک درک و پاسخی سوق دهند که می توانند آن را آزمایش و نهایی کنند.

تصمیم گیری

زمان استفاده از مدل های تصمیم گیری

حتی زمانی که قوانین و رویه‌هایی برای سیستماتیک کردن تصمیم‌گیری تجاری تنظیم می‌شوند، باز هم می‌تواند فضایی برای شهود از سوی تصمیم‌گیرندگان وجود داشته باشد. به عنوان مثال، پس از جمع‌آوری داده‌ها در مورد گزینه‌های مختلف، ممکن است بیش از یک گزینه به طور مشابه سودمند به نظر برسند، یا مدیریت ممکن است خود را فاقد اطلاعات خاص مورد نیاز برای تصمیم‌گیری با اطمینان کامل بیابد. این یک مورد استفاده خوب برای ترکیب یک مدل تصمیم گیری بصری در فرآیند است.

از سوی دیگر، تصمیماتی که مکررا اتفاق می‌افتند و نتایج بهینه روشنی دارند، از مدل‌های تصمیم‌گیری ساختاریافته و منطقی بهره می‌برند. این رویکرد برای حل مشکلات کسب و کار از مراحل مشخص شده و معمولاً نرم افزار تجزیه و تحلیل داده ها برای ارزیابی گزینه های موجود و رسیدن به یک تصمیم استفاده می کند.

گاهی اوقات مشارکت افراد بیشتر در فرآیند تصمیم گیری می تواند نتیجه دهد. این به عنوان اصول تصمیم گیری مشارکتی شناخته می شود. در دنیای تجارت، مدیرانی را در بر می گیرد که به دنبال نظرات و بازخورد درباره تصمیمات کارکنانی هستند که بر آنها نظارت می کنند. رویکرد مشارکتی دارای مزیت بالقوه تولید ایده های بسیاری برای حل یک مشکل تجاری است. همچنین به مشارکت کارکنان کمک می کند.

نتیجه گیری

تصمیم گیری جزء لاینفک مدیریت مدرنه. اساساً گرفتن تصمیم منطقی یا صحیح به عنوان کارکرد اصلی مدیریت در نظر گرفته می شه. هر مدیری صدها و صدها تصمیم رو به صورت ناخودآگاه یا آگاهانه اتخاذ می کنه و آن را جزء کلیدی نقش یک مدیر می کنه. توی این مقاله هم سعی کردیم به خوبی فرایند تصمیم گیری، اهمیتش، اصول تصمیم گیری و مدلهاش رو برات تعریف کنیم. با مشورت با تیم مشاوران غزال میتونی بهترین راهکار را برای تصمیم گیری در سازمان خود برنامه ریزی کنی.

همه ما در طول روز تصمیم می گیریم، اکثر آنها ساده هستند و نیازی به تفکر زیادی ندارند. با این حال، وقتی همه چیز پیچیده می شود، شک و تردید به سراغ ما می آید. از آنجایی که عدم اطمینان می تواند تأثیر منفی بر احساسات ما داشته باشد، یادگیری مهارت ها و استراتژی های تصمیم گیری مهم است.

اگر احساس می‌کنید تحت تأثیر یک تصمیم دشوار هستید، مراقب خود باشید و زمانی را برای استراحت یا انجام کاری که از آن لذت می‌برید اختصاص دهید.

اگر متوجه شدید که ناامنی بر زندگی روزمره شما تأثیر می گذارد، بهتر است با فردی که به او اعتماد دارید صحبت کنید یا به مشاور مراجعه کنید. آنها می توانند به شما در فرآیند تصمیم گیری کمک کنند و شما را از طریق استراتژی های مختلف راهنمایی کنند.

مردم تا حدودی می‌دانند چه می‌خواهند یا نیاز دارند، اما دانش تخصصی شما وجود دارد تا آنها را به سمت گزینه مناسب راهنمایی کند. انتخاب های بسیار زیاد است و این کار را بسیار دشوارتر می کنید

  • گاهی اوقات انتخاب و تصمیم گیری آنقدر سخت است که دچار استرس و اضطراب می شوید. در این شرایط می توانید بدون فکر کردن و یا اجتناب کامل از تصمیم گیری تصمیم خود را اجرا کنید. اگر در مورد چیزی مضطرب هستید، با پیاده روی، انجام یوگا یا صحبت با دوستان، استرس خود را مدیریت کنید.

تأخیر در تصمیم گیری ها و انجام اقدامات به موقع می تواند شما را از کنترل زندگی خود خارج کند. اگر نتوانید در زمان مناسب تصمیم بگیرید، دیگران به جای شما تصمیم می گیرند و زندگی شما را هدایت می کنن

تیم تولید محتوای گروه مشاوران غزال

این مقاله به کوشش صابره براتی و دیگر اعضای گروه مشاوران غزال تولید شده است. تک‌تک ما تلاش داریم اثری مثبت بر روی کسب و کارها داشته باشیم.

امتیاز شما به این مقاله؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوره آموزشی رشد و توسعه فردی مدیران

Facebook Twitter Pinterest linkedin WhatsApp WhatsApp Telegram
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.
درحال بارگذاری لینک دانلود...