رشد و توسعه فردی

چطور با ترس از شکست در کار کنار بیاییم؟!

ترس از شکست در محیط کار

بحران کرونا و پیامدهای ناشی از آن-از جمله رکود اقتصادی، تعدیل نیرو و توزیع نابرابر-و همچنین اعتراضات اخیر علیه وحشیگری نیروهای پلیس در زمینه نژادپرستی بسیاری از ما را با چالش‌هایی مواجه ساخته است که قبلا با آن‌ها روبرو نبوده‌ایم. بی‌ثباتی و ذات ناشناخته شرایط کنونی باعث شده که بسیاری از افراد ترس از دست دادن شرایط حرفه‌ای خود را داشته باشند. هیچ‌کس نمی‌تواند اشتباهات خود در این شرایط را به صفر برساند، اما می‌توان از بروز اشتباه در تصمیم‌سازی جلوگیری کرد. نکات زیر در زمینه مقابله با ترس از شکست به ما کمک می‌کند.

از ترس‌ها و نگرانی‌های خود خجالت‌زده نباشید.

 معمولا تصویر سنتی یک مدیر موفق به صورت فردی باهوش، سرسخت و نترس است. در واقع بیشتر فرهنگ‌ها شجاع بودن را تقدیر و تحسین می‌کنند. اما ترس، مانند هر احساس دیگری، هدفی خاص و تکاملی دارد. در واقع نگرانی شما از اشتباه کردن به شما یادآوری می‌کند که در یک موقعیت چالش‌برانگیز قرار دارید. محتاط بودن یک مدیر مشخصه‌ای بسیار ارزشمند است. به خصوص در شرایط بی‌ثبات کنونی محافظه‌کاری از اهمیت بالایی برخوردار می‌باشد. پس گرفتار شایعات و افسانه‌های قدیمی نشوید: قرار نیست همیشه نترس و جسور باشید!

بنابراین بابت اضطراب‌هایتان خجالت‌زده نباشید و آن را به عنوان نشانه‌ای از عدم موفقیت خود در مدیریت تعبیر نکنید! در صورتی که گرایش طبیعی به محافظه‌‌کاری دارید، می‌توانید این رفتار را از طریق تمرین مدیریت جسورانه تغییر دهید. می‌توانید از مدیرانی کمک بگیرید که از الگوهای رفتاری متفاوت با شما استفاده می‌کنند. به هر حال باید بدانید که قدری محافظه‌کاری و ترس از شکست در شرایط کنونی به نفع کسب‌وکار شماست!

از مهارت‌های چابکی ذهنی[۱] استفاده کنید!

ترس از اشتباه می‌تواند فرد را فلج کند. مهارت‌های چابکی ذهنی پادزهر این مسئله است. این فرایند با برچسب زدن به افکار و احساسات شما شروع می‌شود، مانند: “من مضطرب هستم از این که نتوانم کسب‌وکارم را ایمن و مشتریانم را راضی نگه دارم”. بیان این نگرانی‌ها با صدای بلند به انتشار آن‌ها کمک می‌کند. مانند روشن کردن چراغ در اتاقی خاموش است. باعث پذیرش واقعیت می‌شود. برای مثال: “من متوجهم که مردم معمولا به صورت استاندارد و ایده‌آل رفتار نمی‌کنند”. حقایقی که باید بپذیرید را لیست کنید. سپس بر اساس ارزش‌های خود عمل کنید. فرض کنید یکی از ارزش‌های بزرگ شما وظیفه‌شناسی و وجدان کاری است. چطور این ارزش در این شرایط به کار گرفته می‌شود. برای مثال، ممکن است از برخورداری تمامی کارمندان از ماسک مناسب اطمینان حاصل کنید یا شنوای تمام موارد نارضایتی آن‌ها باشید. پنج ارزش حرفه‌ای خود که با تصمیم‌سازی در شرایط بحرانی کنونی مطابقت دارد را شناسایی کنید. بعد از خود بپرسید تا چه اندازه این ارزش‌ها با تصمیمات مهم شما مرتبط می‌شوند و آن‌ها را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند.

این فرایند را برای هریک از ترس‌ها و مسائل خود تکرار کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا این واقعیت را که ما حتی در شرایط عدم‌قطعیت نیز نیاز به عمل داریم را بپذیرید و از تله‌ای که سایر افراد در آن قرار می‌گیرند و تلاش می‌کنند عدم‌قطعیت شرایط را به صفر برسانند بعد اقدام کنند دور شوید.

بر فرایندهای کاری خود متمرکز شوید.

جالب است بدانید که نگران بودن در صورتی که به درستی هدایت شود باعث می‌شود تصمیمات بهتری بگیرید. ولی بیشتر افراد به جای استفاده درست از این موقعیت، دچار اشتباه می‌شوند. زمانی که نگران هستید، باید متمرکز بر راه‌حل‌های مسئله باشید، نه اینکه به وجود بحران یا تهدید موجود فکر کنید. از طریق رفتارهای راهبردی و درست نگرانی خود را به گونه‌ای مدیریت کنید که شانس شکست را کاهش دهید.

ما می‌توانیم سیستم‌ها و نه نتایج را به گونه‌ای کنترل و مدیریت کنیم که از اشتباه دوری شود. بر پاسخ دادن به این سوالات به جای فکر کردن به نگرانی‌ها متمرکز شوید: از چه سیستم‌ها، فرایندها و مدل‌هایی می‌توان برای دوری از اشتباه استفاده کرد؟ آیا داده‌های موجود قابل اعتماد و تجزیه-تحلیل هستند؟ محدودیت‌ داده‌های موجود چیست؟ از چه رویه‌هایی برای بررسی تمامی مسائل می‌توان استفاده کرد؟ آیا از تمام دیدگاه‌ها و مسائل ذینفعان اطلاع دارید؟ فرایند شما برای تشخیص یک مسئله و هدایت آن به چه صورت است؟

گستره تفکر خود را وسیع کنید!

زمانی که از اشتباه کردن می‌ترسیم، ذهن ما حول مسئله موجود محدود و متمرکز می‌شود و به سناریوهای احتمالی در همان زمینه می‌اندیشد. تصور کنید که شب است و در حال قدم زدن هستید. جلوی پای خود را درست نمی‌بینید و می‌ترسید که زمین بخورید برای همین به دقت به زمین نگاه می‌کنید و در نتیجه با تیر چراغ برق برخورد می‌کتید. یا فردی را تصور کنید که از پرواز با هواپیما می‌ترسد و با اتومبیل سفر می‌کند. در حالیکه اتومبیل خطرناک‌تر از هواپیما است. زمانی که با دید وسیع‌تری به مسائل خود نگاه می‌کنیم، ترس‌های خود را در زمینه‌ای وسیع‌تر و در میان تهدیدات خارجی می‌بینیم که باعث می‌شود ترس ما کوچک‌تر دیده شود. این کار باعث می‌شود چشم‌انداز بهتری از ترس خود داشته باشید.

ممکن است غیرمنطقی به نظر برسد که با فکر کردن به سایر ابعاد و نتایج منفی می‌توانید ترس خود از شکست را کاهش دهید! اما این استراتژی می‌تواند به شما کمک کند تا در وضعیت حل مسئله قرار بگیرید و تمرکز ذهنتان از یک مسئله خاص را بردارید. برای مثال یک مدیر ممکن است به قدری بر بهینه‌سازی یک مسئله خاص متمرکز باشد که متوجه نشود که افراد دیگر به چه مواردی اهمیت می‌دهند. بنابراین باید زاویه دید خود را وسیع کرده و ببینید اولویت سایر افراد چیست.

قدر استراحت و اوقات فراغت را بدانید.

ترس ما را فرا می‌گیرد و شرایط به گونه‌ای می‌شود که نمی‌توانیم تمرکز خود را به سمت دیگری ببریم. این وضعیت به گونه‌ای است که ناخودآگاه نمی‌توانیم تهدیدات و مسائل را نادیده بگیریم. برخی افراد با بیش فعالی غیر عادی به ترس واکنش نشان می‌دهند. آن‌ها می‌خواهند همیشه و همه‌جا آماده مبارزه با این ترس‌های خود باشند. این مسئله می‌تواند در رفتارهایی مانند شب بیدار ماندن و کار کردن تمام وقت نمود داشته باشد.

این نوع رفتارها که ناشی از ترشح بیش از حد آدرنالین می‌باشد دارای ارزش کوتاه‌مدتی است. یک روش متفاوت می‌تواند برای تفکر وسیع‌تر فایده بیشتری داشته باشد. ما به استراحت و خواب برای عقب‌نشینی نیاز داریم، با کمی عقب‌نشینی و استراحت می‌توان برای مدتی از مسائل موجود دور بود و بعد باز به جایگاه تفکر خلاق بازگشت.

از قضاوت‌ها و اطلاعات بیش از حد به دور باشید

همانطور که گفته شد، افراد هنگامی که از شکست می‌ترسند و یا در برابر تهدیدی قرار دارند، در وضعیت آماده‌باش قرار می‌گیرند. شما ممکن است به طور مداوم به کارهایی که دیگران انجام می‌دهند توجه کنید، مرتب شبکه‌های اجتماعی را بررسی کنید یا داده‌های خود را به طور وسواس‌گونه چک کنید. این باعث ورود اطلاعات بیش از حد به ذهن شما می‌شود. در صورتی که چنین رفتارها و علایمی دارید، ذهن شما خسته می‌شود و عملا از بین می‌روید. اگر چنین کاری می‌کنید، چک کردن بیش از حد اطلاعات و داده‌های مختلف را متوقف کنید. از رفتارهای هراسان و هیجان‌زده نیز پرهیز کنید.

ترس از شکست و اشتباه به خودی خود باعث نمی‌شود تصمیمات خوب یا بد بگیرید. اگر ترس و نگرانی حس بدی به شما می‌دهد احتمال تصمیمات بد و اشتباه کردن نیز برای شما بیشتر است. اما اگر به درستی درک کنید که نگرانی و اضطراب چگونه موثر عمل می‌کند و محرک تصمیمات و انتخاب‌های درست و منطقی می‌شود آنگاه به درستی نگرانی خود را هدایت می‌کنید.

 

نویسنده: آلیس بویس (Alice Boyes)

منبع: HBR.org

 

پانویس‌ها:

[۱].Emotional agility skills

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: ۰ میانگین: ۰]